یک روز در کوی مغان زنار بندم عاقبت

یک روز در کوی مغان زنار بندم عاقبت گویم اناالحق خویش را بر دار بندم عاقبت گریم چنان کز خون دل مژگانم آلوده شود گلدسته‌های…

Continue Reading...

یوسف دل ز زنخدان تو در چَه شد

یوسف دل ز زنخدان تو در چَه شد خضرِ جان در ظُلمات خط تو گُمره شد دی اگر سرو بُد، امروز قدت طوبیٰ گشت پار…

Continue Reading...

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و…

Continue Reading...

ای روی تو از لطافت آینهٔ روح

ای روی تو از لطافت آینهٔ روح خواهم که قدمهای خیالت به صبوح در دیده کشم ولی ز خار مژه‌ام ترسم که شود پای خیالت…

Continue Reading...

اشکم چو عقیق است ز درج گهرت

اشکم چو عقیق است ز درج گهرت پشتم چو کمان گشت ز تیر نظرت ای عهد تو همچون زلف تو جمله شکن ای وعدهٔ تو…

Continue Reading...

آن شاه که قبلهٔ نماز همه اوست

آن شاه که قبلهٔ نماز همه اوست مقصود ز قصهٔ دراز همه اوست صد ساله نماز و روزهٔ مردم را قدری نبود که بی‌نیاز همه…

Continue Reading...

ای سایه تو مرد صحبت نور نه‌ای

ای سایه تو مرد صحبت نور نه‌ای رو ماتم خود دار کزین سور نه‌ای اندیشهٔ وصل آفتابت نرسد می‌ساز بدین قدر کزو دور نه‌ای

Continue Reading...

ای شرم زده غنچهٔ مستور از تو

ای شرم زده غنچهٔ مستور از تو حیران و خجل نرگس مخمور از تو گل با تو کجا برابری یارد کرد کو رنگ ز مه…

Continue Reading...

ای غم همه سوی من عنان تافته‌ای

ای غم همه سوی من عنان تافته‌ای مانا که مرا زبون ترک یافته‌ای آن روز مرا دو چشم تر سرخ نمود بر خود که گلیم…

Continue Reading...

ایام شباب است شراب اولاتر

ایام شباب است شراب اولاتر هر غمزده‌ای مست و خراب اولاتر عالم همه سر به سر خراب است و یباب در جای خراب هم خراب…

Continue Reading...