هم چو چشم بدرقیبان از تو دورم می‌کنند

هم چو چشم بدرقیبان از تو دورم می‌کنند زار می‌گریم که دور از تو به زورم می‌کنند من که چون فرهاد شیر از جوی شیرین…

Continue Reading...

همچو دامن روی خود بر خاک هر کوئی نهم

همچو دامن روی خود بر خاک هر کوئی نهم تا کجا ناگه سری بر پای مه روئی نهم می‌دوم چون آب سرگردان، برآسایم اگر ساعتی…

Continue Reading...

همچو رخسار تو گل را خط زنگاری نیست

همچو رخسار تو گل را خط زنگاری نیست نارون را چو قدت چهرهٔ گلناری نیست ساقیا چون همه رنج دلم از خویشتن است بده آن…

Continue Reading...

همچو رخسار تو مه بر گوشهٔ‌ افلاک نیست

همچو رخسار تو مه بر گوشهٔ‌ افلاک نیست همچو بالای تو سروی در چمن چالاک نیست مهر حسنی دارد اما نیست ایمن از زوال گل…

Continue Reading...

همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است

همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است صد رهم افتاده بود، این کار باز افتاده است بندهٔ‌ شوریده‌ای در بند شاهی مانده است…

Continue Reading...

همسر گل می‌نشود هر گیاه

همسر گل می‌نشود هر گیاه جای عبادت ننشیند گناه عقل من ای چشم تو بادا سپید چشم من ای روی تو بادا سیاه روی بتابید…

Continue Reading...

همه بر قد بلند تو بود همت ما

همه بر قد بلند تو بود همت ما گر دهد دست زهی همت با رفعت ما شب هجران بگذشت و سحر وصل رسید پنج نوبت…

Continue Reading...

همه روز از آتش دل، ز جگر کباب دارم

همه روز از آتش دل، ز جگر کباب دارم همه شب به باغ وصلت، ز دو دیده آب دارم به جواب هر سؤالی، غم تو…

Continue Reading...

همی‌دارم از لطف تو مُلتمس

همی‌دارم از لطف تو مُلتمس که بر ما به ترکی نتازی فَرس به آزار کس ملک دنیا مگیر که دنیا نیرزد به آزار کس صبا،…

Continue Reading...

هنوز در دل مائی و پیش دیده مقابل

هنوز در دل مائی و پیش دیده مقابل که منقطع نشود دوستی به قطع منازل میان لیلی و مجنون مودّت است و ارادت اگر عداوت…

Continue Reading...