نیست سرگشتهتر از من به جهان باد صبائی
نیست سرگشتهتر از من به جهان باد صبائی که سلامی ببرد از من سرگشته به جائی از حریم در سلطان به جز از باد که…
هر چه نه عشقست همه کافریست
هر چه نه عشقست همه کافریست سجده که بیصدق بود بتگریست این سر اگر در قدم او رود سلطنت این سری و آن سریست ز…
هر چند میشکافی تو موی در معانی
هر چند میشکافی تو موی در معانی از معنی میانش ای عقل بر کرانی چون بحر عشق جانان موج گهر بر آرد جان در میانه…
هر دل که دید زلف تو آورد در کمند
هر دل که دید زلف تو آورد در کمند دیدیم هندوان دلاور چنین کماند در دست اگر چو سرو ندارم به غیر باد دارم هوای…
هر دم چو باد میبرد از کوی تو نسیم
هر دم چو باد میبرد از کوی تو نسیم خوش میکند مشام من از صحبت قدیم جزئی نباشد از تن من خالی از غمت چون…
هر دم از دست فراقت میشود صد پاره دل
هر دم از دست فراقت میشود صد پاره دل درد دل را چارهای پیدا نشد، بیچاره دل همچو شمعش تا به کی گه سوزی و…
هر دمت با مهربانان کین چراست
هر دمت با مهربانان کین چراست با وفاداران جفا چندین چراست حسن رویت کافتاب عالم است نور چشم ماست، پس خود بین چراست گر نه…
هر زمان آتش تو در دل یاری گیرد
هر زمان آتش تو در دل یاری گیرد شیرگیر آهوی چشم تو شکاری گیرد دل ما کرد قراری که نیاید به قرار مگر آن روز…
هر دیده رخ خوب تو دیدن نتواند
هر دیده رخ خوب تو دیدن نتواند هرکس سر زلف تو کشیدن نتواند خسرو لب شیرین بگزد همچو شکر، لیک فرهاد جز از انگشت گزیدن…
هر زمان دل را جگر از دست دیده خون شود
هر زمان دل را جگر از دست دیده خون شود عاقبت تا حال دل با چشم خونی چون شود دل همیخواهد که رویت را ببیند…





