می کمیت باد پای تند و تیز و سرکش است

می کمیت باد پای تند و تیز و سرکش است ماه نعل تیزرو مانند آب و آتش است خال رز را گر نه از خون…

Continue Reading...

می‌دهد باد از تو بوئی، آفرین بر باد باد

می‌دهد باد از تو بوئی، آفرین بر باد باد من به بویت می‌دهم عمر گرامی را به باد بر دلم بیداد چشم مست تو از…

Continue Reading...

می‌رفت جان ز بهر دل مبتلای من

می‌رفت جان ز بهر دل مبتلای من می‌گفت دوست را که تو بنشین به جای من تن شد ضعیف و یار نیامد به عیادتم میلی…

Continue Reading...

می‌کشد عشق تو سوی خود دل دیوانه را

می‌کشد عشق تو سوی خود دل دیوانه را هست سوزی کو به شمعی می‌کشد پروانه را سیل چشمم رفت و ویران کرد بنیاد دلم چون…

Continue Reading...

می‌گذشت و ز حیا چهره برافروخته بود

می‌گذشت و ز حیا چهره برافروخته بود ای بسا خانه که از آتش او سوخته بود چون کمان‌خانهٔ ابرو بگشاد از غمزه چشم در دیدهٔ…

Continue Reading...

ناله یادت می‌دهد کز بیدلانت یاد نیست

ناله یادت می‌دهد کز بیدلانت یاد نیست لیک او باد است و از وی حاصلی جز باد نیست در رهت از ناتوانی آب چشمم می‌برد…

Continue Reading...

نتواند که ز خط تو سوادی خواند

نتواند که ز خط تو سوادی خواند هرکه یک حرف سپیدی ز سیاهی داند من سرگشته چو سر بر خط حُکمت دارم خامه‌وارم خط تو…

Continue Reading...

نباشم بی‌تو یکدم زنده هرگز

نباشم بی‌تو یکدم زنده هرگز به رغبت هیچ‌کس جان کنده هرگز صبا تا گفت پیغام تو با گل به‌هم نامد لبش از خنده هرگز سمن…

Continue Reading...

نبود ز پند فایده آن را که هوش نیست

نبود ز پند فایده آن را که هوش نیست با من زبان مشو که مرا با تو گوش نیست بلبل مکن نفیر که پروانه را…

Continue Reading...

نرگس مستت نشانده همچو گل در خون مرا

نرگس مستت نشانده همچو گل در خون مرا کی رود چون غنچه مهر تو ز دل بیرون مرا روی خود بر رو نهد، صبح ابد…

Continue Reading...