منم به دیدهٔ معنی همه خدا دیده
منم به دیدهٔ معنی همه خدا دیده کشیده درد ولی عاقبت دوا دیده ز ریگهای بیابان و برگهای درخت هزار رهبر و ره بین و…
منم شبها و اشک سرخ و روی زرد و درد دل
منم شبها و اشک سرخ و روی زرد و درد دل حذر کن شمع من تا برنخیزد آه سرد دل به جز نوشیدن خون جگر…
مه تو را ماند اگر ماه به گفتار آید
مه تو را ماند اگر ماه به گفتار آید راست سروی تو اگر سرو به رفتار آید گل درَد جامه و از شرم رخت سرخ…
منم کز مفلسی دایم به دیدار تو درویشم
منم کز مفلسی دایم به دیدار تو درویشم منم با خویش بیگانه، به اندوه تو با خویشم بیا ای شمع روحانی، خلاف بخت من امشب…
مه نو شد و آن یار سفر کرده نیامد
مه نو شد و آن یار سفر کرده نیامد معشوق جگرخوارهٔ دل برده نیامد آزاد کنیم از پی کفارت او جان کان دلبر بد عهد…
مهر چون سایه ره نشین شماست
مهر چون سایه ره نشین شماست مهر اقبال در نگین شماست قاب قوسین شکل آبروی توست ساق عرش اندر آستین شماست هر چه درد است،…
مهر تو تا قیامت، چون بی زوال باشد
مهر تو تا قیامت، چون بی زوال باشد من ترک شاهد و می، گویم محال باشد از روی کار مطرب، خوش پرده برگرفته تو مست…
مهی چو روی تو در آسمان نمییابم
مهی چو روی تو در آسمان نمییابم گلی به بوی تو در بوستان نمییابم به جستوجوی تو از من نشان نماند و هنوز به سوی…
مهری ز تو در وجود ناید
مهری ز تو در وجود ناید سرمایه برفت و سود ناید دل رفت چنان که کس ندانست جان سوخت چنان که دود ناید سرو از…
مهی در برج ما کرده است منزل
مهی در برج ما کرده است منزل که چون مهرست ماهش در مقابل دو چشم جادوش از زلف مشکین به رویِ آتش اندازند فلفل بریم…





