مرا دشوار می‌آید که با رویت به آسانی

مرا دشوار می‌آید که با رویت به آسانی مقابل گردد آئینه به روی سخت و پیشانی قدح را از لب تو در دهان سریست پوشیده…

Continue Reading...

مرا ز درد تو خون دل است و دُردی جام

مرا ز درد تو خون دل است و دُردی جام دوای سوختگان نیست جز بادهٔ خام نه نونیازی‌ام امروز با می کهن است که ما…

Continue Reading...

مرا که جام جم و گنج قباد نباشد

مرا که جام جم و گنج قباد نباشد حدیث ملک سلیمان به جز باد نباشد به سوز هجر بسازم اگر وصال نیابم که نامراد توان…

Continue Reading...

مرا که نشوهٔ‌ روح از می مغانهٔ توست

مرا که نشوهٔ‌ روح از می مغانهٔ توست دماغ عقل تر از نغمهٔ ترانهٔ‌ توست نی‌ام چو عود که از چنگ یار می‌نالد خروش من…

Continue Reading...

مرا هر دم فزاید درد و داغی

مرا هر دم فزاید درد و داغی که بوئی یابد از تو هر دماغی چه خال است آن تو را بالای ابرو کمان را چون…

Continue Reading...

مرا که همچو نی از آه و ناله برگ و نواست

مرا که همچو نی از آه و ناله برگ و نواست تنی چو نال نزار و قدی چو چنگ دوتاست نوا ز لعل تو خواهم…

Continue Reading...

مرا که نقش خیال تو در نظر باشد

مرا که نقش خیال تو در نظر باشد چو بحر و کان صدف دیده پر گهر باشد اگر به ساحل چشمم خیال تو گذرد ز…

Continue Reading...

مرا هوای تو همراه خاک خواهد بود

مرا هوای تو همراه خاک خواهد بود کمینه کار من از غم هلاک خواهد بود ز خواب چون به قیامت خراب برخیزم کفن ز دست…

Continue Reading...

مُردم از غم وین غمم بر سر که غمخوار نیست

مُردم از غم وین غمم بر سر که غمخوار نیست شاد بادا غم که جز با وی وفاداریم نیست مُرده‌ام دیده است، پندارد مگر من…

Continue Reading...

مرا یکدم وصال او ز عمر جاودان خوشتر

مرا یکدم وصال او ز عمر جاودان خوشتر غبار کوی او در چشمم از ملک جهان خوشتر توئی در اوج حُسن و من شده با…

Continue Reading...