مائیم و یک دل کاندر او، داریم دلداری و بس
مائیم و یک دل کاندر او، داریم دلداری و بس اغیار رفت از دل برون، دل ماند با یاری و بس کاری نماند از هیچ…
مرا آستانت پناهی خوشست
مرا آستانت پناهی خوشست که خاک درت تکیهگاهی خوشست از آن خازن روضه شد چون بلال که هندوی خالت سیاهی خوشست اگر عشق بازی به…
مختار نبودم که فتادم ز تو دوری
مختار نبودم که فتادم ز تو دوری درماندهام ای دوست به هجران ضروری بیرون مرو از سینهٔ بیکینه که جانی غایب مشو از دیدهٔ غمدیده…
مرا از تیغ هجران دل دو نیم است
مرا از تیغ هجران دل دو نیم است که از وصلش امید، از هجر بیم است حدیث زمهریر از آه من پرس که اندر سینهام…
مرا ای ماه روزی بی تو سالیست
مرا ای ماه روزی بی تو سالیست تو را هر دم ز مشتاقان ملالیست اگر چه از فراقت در وبالم مدامم با خیال تو وصالیست…
مرا بر شاخ رعنائی چو گل رفتن نمیشاید
مرا بر شاخ رعنائی چو گل رفتن نمیشاید به اندک لعل و زر چون غنچه بشکفتن نمیشاید به مژگان پاک میکردم غبار از پای تو…
مرا به بعد مکان از شما جدائی نیست
مرا به بعد مکان از شما جدائی نیست که هر کجا روم از دام دل رهائی نیست هر آنچه در نظرم آید از شمایل تو…
مرا تا آتش هجران آن شیرین لقا سوزد
مرا تا آتش هجران آن شیرین لقا سوزد وجودم هر شبی چون شمع از سر تا به پا سوزد مرا دل در بلا افکند و…
مرا چون حلقهٔ زلفت بر آتش چند پیچانی
مرا چون حلقهٔ زلفت بر آتش چند پیچانی که از سودای تو عمرم سیه شد در پریشانی مسوزانم چو عود اول به آخر گر نمیسازی…
مرا حاصل ز عمر خود همین است
مرا حاصل ز عمر خود همین است که آن دلدار با خود همنشین است ندارم در نظر جز قامت او همیشه چشم عاشق راست بین…





