ما خلاف رسم مردم کرده‌ایم

ما خلاف رسم مردم کرده‌ایم ترک اسباب تنعم کرده‌ایم رشتهٔ تسبیح را از ما مجوی زانکه ما سررشته را گم‌ کرده‌ایم در میان گریه چون…

Continue Reading...

ما را دلیست چو ساغر گرفته خون

ما را دلیست چو ساغر گرفته خون چشمی چنان که شیشهٔ می گشته سرنگون بنشسته است نقش تو چون در خیال من از زلف همچو…

Continue Reading...

ما را سر کفر و غم اسلام نباشد

ما را سر کفر و غم اسلام نباشد جائی که همه ننگ بود نام نباشد در مجلس خاصان دف و چنگ و می صافی خوش…

Continue Reading...

ما را که دل بر آتش از غم کباب باشد

ما را که دل بر آتش از غم کباب باشد محرم پیاله گردد، همدم شراب باشد هرگز ز گنج حسنت، داد دلم ندادی تا کی…

Continue Reading...

ما را هوس صحبت جان پرور یار است

ما را هوس صحبت جان پرور یار است ور نه غرض از باده نه مستی نه خمار است آتش نفسان قیمت میخانه شناسند افسرده دلان…

Continue Reading...

ما گلی از بوستان جنتیم

ما گلی از بوستان جنتیم قطرهٔ دریای موج رحمتیم گاه هشیاریم و گه مخمور و مست گاه آگاهیم و گه در غیبتیم گر چه درویش…

Continue Reading...

ماه است رخ یار، به ما خوش نبرآید

ماه است رخ یار، به ما خوش نبرآید سرو است قد دوست، به بر می‌ندرآید ما همچو گلش سینهٔ صد پاره نمودیم او غنچه صفت…

Continue Reading...

ماه من چون سرو بالا می‌کشد

ماه من چون سرو بالا می‌کشد آه من سر بر ثریا می‌کشد همچو خاک افتاده‌ام بر خاک پست سرو من از بس که بالا می‌کشد…

Continue Reading...

مایل عشق خرابات است عقل پیر ما

مایل عشق خرابات است عقل پیر ما تا چه آرد بر سر ما پیر بی‌تدبیر ما من به جز تقدیر تدبیری ندارم عشق را این…

Continue Reading...

مایهٔ مردست خدا، مرد بود سایهٔ او

مایهٔ مردست خدا، مرد بود سایهٔ او کس نبود غیر خدا، واقف سرمایهٔ او گر تو شدی مرد خدا، طالب اغیار مشو وای بر آن…

Continue Reading...