غنیمت دار دور گل که بر باد است بنیادش
غنیمت دار دور گل که بر باد است بنیادش همین میگویدت بلبل، نهای واقف ز فریادش چو سرو از همت عالی، به دست آور گلاندامی…
فریاد ز چشم روسیاهم
فریاد ز چشم روسیاهم صد آه ز گریه و ز آهم هر شب ز غم فراق چون شمع تا چند بسوزم و بکاهم از گریه…
فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست
فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست بیار باده که این یک دو روزه نوبت ماست مقیم کوی مغانیم و رند و عاشق و مست…
کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت
کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت دیباچهٔ عشق است کسی را چه ارادت چه صومعه، چه میکده، چه دیر، چه کُهسار چه کفر،…
کار عشق است اگر پیش تو انکاری نیست
کار عشق است اگر پیش تو انکاری نیست عاشق حسن بتانیم و جز این کاری نیست دوست نبود که به دل میل ندارد با دوست…
کام دل هر گه که خواهم زان دهان
کام دل هر گه که خواهم زان دهان همچو شمعم آتش افتد در زبان باد گل را گفته بویش خبر مهر مه را داده از…
کامم از دوست نشد حاصل و دشمن کامم
کامم از دوست نشد حاصل و دشمن کامم کام و ناکامدوا صبر بود، ناکامم ببر این خرقهٔ من بر در میخانه بسوز تا سپندی شود…
کام ناکامی روا کن از دهان خویشتن
کام ناکامی روا کن از دهان خویشتن در میان آور کناری از میان خویشتن خود تن جان داده را از تاب هجرش مسوز رحم کن…
کسی کز عشق فانی شد، چنین باشد، چنین باشد
کسی کز عشق فانی شد، چنین باشد، چنین باشد نشان موج از دریا، همین باشد، همین باشد دلی کو جمله جان گردد، نه آن گردد،…
کتبت من دم عیش الیک الف کتاب
کتبت من دم عیش الیک الف کتاب هنوز شوق تو یک فصل نیست از صد باب غمی که در شب هجران به روی ما آمد…





