طاق ابروی تو پیوستهٔ دور قمر است

طاق ابروی تو پیوستهٔ دور قمر است شب گیسوی تو نزدیک طلوع سحر است ماه رخسار تو هر شب که بگردد طالع چشم بیدار من…

Continue Reading...

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست دانم که هیچ‌کس نه چو من مستمند خاست بر چرخ حسن روی تو ماه تمام شد در…

Continue Reading...

عاشق سرگشته را پروای ننگ و نام نیست

عاشق سرگشته را پروای ننگ و نام نیست دستگیر عاشقان خسته‌دل جز جام نیست نیست ره در بزم رندان زاهدان خشک را مجلسی کان جای…

Continue Reading...

عاشق که دور ماند ز معشوق زنده نیست

عاشق که دور ماند ز معشوق زنده نیست بر من مخند بخت که این جای خنده نیست تا غایبی ز چشم من ای پادشاه حسن…

Continue Reading...

عاشقان از دولت وصل تو دور افتاده‌اند

عاشقان از دولت وصل تو دور افتاده‌اند دور نبود گر ز نزدیکان دور افتاده‌اند باد پای آهسته‌تر ران که مشتی خاکیان بر سر راه سلیمان…

Continue Reading...

عاشقان در دو جهان ذکر شما باد به خیر

عاشقان در دو جهان ذکر شما باد به خیر یار در صومعه‌ها نیست، علیکم بالدیر سالکی نیست که راهی به خدا بنماید من و رندی…

Continue Reading...

عاشقان را که بود بادهٔ احمر در سر

عاشقان را که بود بادهٔ احمر در سر نبود یک نفس اندیشهٔ کوثر در سر که بود جام با یار نهد لب بر لب که…

Continue Reading...

عاشقان کوی تو را زحمت غوغا ندهند

عاشقان کوی تو را زحمت غوغا ندهند به سر آیند و به دو درد سر پا ندهند طوطیانند شده از لب لعلت گویا مگسان را…

Continue Reading...

عذر روشن عشق را رویت بس است

عذر روشن عشق را رویت بس است بند راه عاشقان مویت بس است تهمت تیر و کمان بر خود مبند عالمی را چشم و ابرویت…

Continue Reading...

عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان ما

عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان ما بندگان خویش را یاد آورد سلطان ما گر نخواهد بود وصل یار ما اندر بهشت لاجرم باغ…

Continue Reading...