سرو را دیدم و بالای تو آمد یادم

سرو را دیدم و بالای تو آمد یادم ذکر گل کردم و در فکر رُخت افتادم در چمن رفتم و با لاله ز گلزار رُخت…

Continue Reading...

سرو روان چو قد بلندت ظریف نیست

سرو روان چو قد بلندت ظریف نیست آب حیات چون لب لعلت لطیف نیست خط دشمن است حسن تو را، اندکش مبین موری که دست…

Continue Reading...

سلامی برد چون صبح صبا رفت

سلامی برد چون صبح صبا رفت رسول ره نورد باد پا رفت ز خونِ دل نوشتم ماجرائی که در هجر تو بر ما چه‌ها رفت…

Continue Reading...

سلام من برسان ای صبا بخارا را

سلام من برسان ای صبا بخارا را بگو تحیت مجنون دیار لیلی را ز کوهکن خبری سوی قصر شیرین بر که دل گرفت به کوه…

Continue Reading...

سگان را دیده در کویت، ز من بیخواب‌تر نبود

سگان را دیده در کویت، ز من بیخواب‌تر نبود ز چشم خاکسارم در جهان بی آب‌تر نبود ز من هرگز نکونامی نخواهی یافت ای زاهد…

Continue Reading...

سنبل تازهٔ تو بر گل سیراب خوش است

سنبل تازهٔ تو بر گل سیراب خوش است نرگس مست تو در گوشهٔ‌ محراب خوش است حاجت شمع معنبر پیش رخت مفلسان را وطن از…

Continue Reading...

سنگ طعنه به سبویم زده‌اند

سنگ طعنه به سبویم زده‌اند طبل بدنامی به کویم زده‌اند کی فتد در کف من دامن وصل سیلی هجر به رویم زده‌اند تیغ خوبان به…

Continue Reading...

شب آخر زمان تیره است ساقی بادهٔ روشن

شب آخر زمان تیره است ساقی بادهٔ روشن به صبح از مشرق ساغر بر آور افتاب‌دن سر خم را ز تن بر دار و ریز…

Continue Reading...

سیل خون جگرم از سر ما می‌گذرد

سیل خون جگرم از سر ما می‌گذرد بر من خسته چه گویم که چه‌ها می‌گذرد باد کو راه گذر بر سر کویت دارد خبرش نیست…

Continue Reading...

شاد است دل که از غم تو یاد می‌برد

شاد است دل که از غم تو یاد می‌برد این بارگیر بار غمت شاد می‌برد هر صبحدم دوگانه گزارم یگانه را ذکر لب تو رونق…

Continue Reading...