سخن زلف تو گفتم نفسم مشکین شد

سخن زلف تو گفتم نفسم مشکین شد صفت لعل تو کردم دهنم شیرین شد ذوق فرهاد کم از لذت پرویز نبود که همه تلخی کامش…

Continue Reading...

سر سودا زده‌ام دوش به بالین که بود

سر سودا زده‌ام دوش به بالین که بود حلقهٔ گوش من از گیسوی مشکین که بود نقل مجلس همه شب پستهٔ پرشور که شد جام…

Continue Reading...

سر امید نهم بر زمین حضرت دوست

سر امید نهم بر زمین حضرت دوست به بوی آنکه مشرف شوم به صحبت دوست نعیم هر دو جهان داده‌ام بهای غمش کدام دولت شاهی…

Continue Reading...

سخت سستی تو در وفا داری

سخت سستی تو در وفا داری نیک بد می‌کنی جفا کاری من غمت را نگاه می‌دارم تو دلم را نگه نمی‌داری زیر پای تو من…

Continue Reading...

سر شد ز دست و مهر تو از سر نمی‌شود

سر شد ز دست و مهر تو از سر نمی‌شود یک ذره درد عشق تو کمتر نمی‌شود ما خورده‌ایم چو خضر آب حیات عشق وین…

Continue Reading...

سر گشته‌ام ز بخت نگونسار خویشتن

سر گشته‌ام ز بخت نگونسار خویشتن تر دامنم ز چشم گهربار خویشتن درّ خوشاب دیده به دامن همی‌کشد صراف عشق بر سر بازار خویشتن ای…

Continue Reading...

سرو از پای در آید چو به بستان آئی

سرو از پای در آید چو به بستان آئی گل شود پرده نشین چون به گلستان آئی سود و سرمایهٔ مردم همه بر باد کنی…

Continue Reading...

سرو اگر در پیش قدت سرفرازی می‌کند

سرو اگر در پیش قدت سرفرازی می‌کند راستی او این حماقت از درازی می‌کند تا مرا گفتی که جان بفرست بر دست صبا جان من…

Continue Reading...

سر مَحبت از دل ما طلب

سر مَحبت از دل ما طلب گنج گهر در دل دریا طلب نقش خیالش ز دل ما بجوی دولت وصل از در دل‌ها طلب بی…

Continue Reading...

سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست

سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست گر نشاید روزگارش در کنار ما رواست جای تو دانم که دایم در دل ریش من…

Continue Reading...