رندی و هوسناکی، از روز ازل دارم
رندی و هوسناکی، از روز ازل دارم گر گردم ازین خالی، در عشق خلل دارم قول و عمل واعظ، بسیار مخالف شد در راست من…
روز و شب بودند زلف و روی تو با هم قرین
روز و شب بودند زلف و روی تو با هم قرین صبح روشن مدتی با شام تیره همنشین مشک بی آهوی پر چینش که ماچین…
روزگاریست که من شیفتهٔ روی فلانم
روزگاریست که من شیفتهٔ روی فلانم روز و شب همچو سر زلف پریشانش از آنم خرم آن مردن فرخنده که پیشم به عیادت دوست بنشیند…
روزگاریست که من عاشق و دیوانهوشم
روزگاریست که من عاشق و دیوانهوشم وقتها از سر مستی قدحی نیز کشم ناخوش است آنکه ز عالم به خوشانش خوش نیست روی من چون…
روزی که برد بادم چون خاک به هر سوئی
روزی که برد بادم چون خاک به هر سوئی هر ذرهٔ خاکم را باشد ز وفا بوئی دیدن به تو نتوانم زیرا که نمیافتد این…
روزم از غصه سیه گشت و شبم پیدا شد
روزم از غصه سیه گشت و شبم پیدا شد عجبم رفت کنون، بلعجبم پیدا شد من خود از دردسر هجر به افغان بودم گرمی دل…
روی از تو بر نتابم، چون رانیام چو خامه
روی از تو بر نتابم، چون رانیام چو خامه سر بر خط تو دارم، گر خوانیام چو نامه ساقی بیار جامی، تا جامه بر فشانم…
روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود
روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود خرقه بر دوش و میان بسته به زنار چه سود هر که در پیش بتان سجده…
روی دربست به ما ابرویت از پیشانی
روی دربست به ما ابرویت از پیشانی ماه را نیست چنان روی و چنین پیشانی قاصدی نیست که در گوش من از بیم رقیب برساند…
ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است
ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است بیا که جمله شراب و کباب در نظر است اگر چه سرو تو را میل…





