دود دل آتش پنهان مرا پیدا کرد
دود دل آتش پنهان مرا پیدا کرد راز سر بستهٔ گل باد صبا رسوا کرد سبزهٔ خط تو تا بر لب شیرین بدمید همچو فرهاد…
دهانت ذرهای گر تنگ بار است
دهانت ذرهای گر تنگ بار است لبت در دلنوازی خرده کار است دل از دست فراغت میبرد بار دل من بارکالله بردبار است چو چشمم…
دوش بازم آتشی در جان غم فرسود بود
دوش بازم آتشی در جان غم فرسود بود تا سحر در منزلم از ناله دود آلود بود ماه من در نیم شب طالع شد از…
دوش بر گرد سمن باد سحر میپیچید
دوش بر گرد سمن باد سحر میپیچید بر گلِ تازهٔ تو سنبل تر میپیچید جان نیارد که به سوی تو رود یک سر موی ای…
دوش خون از دیده میراندم، سرشکم آگه است
دوش خون از دیده میراندم، سرشکم آگه است زانکه هر شامی به بالین منش منزلگه است از نسیم خاک کویت خار در پای گل است…
دوش خیال رخت در دل دیوانه بود
دوش خیال رخت در دل دیوانه بود عاشق بی کیش را صومعه بتخانه بود پرده بر انداخت حُسن بر سر بازار عشق کاسدی جان و…
دوش در مجلس کباب ما ز سوز سینه بود
دوش در مجلس کباب ما ز سوز سینه بود بیدلان را اشک رنگین بادهٔ دوشینه بود در دل و چشمم خیال او همه شب تا…
دوش در فکر من آن شکل قد و بالا بود
دوش در فکر من آن شکل قد و بالا بود نظر همت من از طرف بالا بود دیده میزد همه شب نقش خیالت بر آب…
دوش ما را خبر وصل تو میداد نسیم
دوش ما را خبر وصل تو میداد نسیم جان بدادیم و بکردیم ادای تعظیم چشم ما جای عزیز است و خیالت یوسف دل ما نار…
دوش ماه ما به منزل راه بُرد
دوش ماه ما به منزل راه بُرد چشم ما تا روز اختر میشمرد شمع را آتش به سر بر میرود پیش روی او نشست از…





