خون دل هست اگر عزم شرابی داری
خون دل هست اگر عزم شرابی داری جگری دارم اگر میل کبابی داری خانهٔ دیدهٔ غم دیده تماشاگاهیست هیچ در سر هوس گوشهٔ آبی داری؟…
دجله را امسال رفتاری عجب مستانه بود
دجله را امسال رفتاری عجب مستانه بود پای در زنجیر و کف بر لب مگر دیوانه بود چرخ میزد آب و برمیگشت در گرد حصار…
داد باد صبحدم با عاشقان پیغام دوست
داد باد صبحدم با عاشقان پیغام دوست برد آرامم به بوی زلف بیآرام دوست خاک میگفتم شوم تا در قدمهایش روم باز میگویم نشیند گرد…
خیال لعل میگون تو دائم در نظر دارم
خیال لعل میگون تو دائم در نظر دارم چو ساغر سینهای پرخون و چشمی پرگهر دارم فروغ عارضت ماه است، با وی عشق میورزم درخت…
در آ دامنکشان ساقی و مستان را شرابی ده
در آ دامنکشان ساقی و مستان را شرابی ده دل مجروح من بستان، به مخموران کبابی ده ببر سجادهٔ تقوی و رهن ساغر و می…
در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود
در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود روی تو سوی دل و روی دلم سوی تو بود پیش از آن روز که خورشید فلک…
در آن روزی که خوبان آفریدند
در آن روزی که خوبان آفریدند تو را بر جمله سلطان آفریدند تو را دادند توقیع سعادت پس آنگه روح انسان آفریدند ملاحت در تو…
در این زمانه به می دلق زرق رنگین به
در این زمانه به می دلق زرق رنگین به که بتپرست ز صوفیوشان بیدین به غم زمانه مخور، ذوق خوشدلی دریاب که هرکه لذت شادی…
در پایش افکنم سر، تا دردسر نباشد
در پایش افکنم سر، تا دردسر نباشد با زلف او دهم دل، تا دل دگر نباشد روزی به یاد زلفش، گر شب به روز آرم…
در دیار غربتم، از درد یار اندیشه کن
در دیار غربتم، از درد یار اندیشه کن رو ز کار افتاده بین، از روزگار اندیشه کن عشق کاری مشکل است، ای دل مکن انکار…





