چشمت به خواب چون به سحرگه گشاده شد

چشمت به خواب چون به سحرگه گشاده شد صد فتنه را به جانب ما رَه گشاده شد گیسوی مُشکبوی چو برداشتی ز روی ابر سیاه…

Continue Reading...

چشمت ز خواب مستی در سر خمار دارد

چشمت ز خواب مستی در سر خمار دارد آهوی شیر گیرست، جان‌ها شکار دارد شب کی بود چو زلفت بر روی روز روشن چون گل…

Continue Reading...

چشمم به یاد لعل تو، دوشینه خون گریست

چشمم به یاد لعل تو، دوشینه خون گریست بی سنبل تو نرگس من لاله‌گون گریست در یاب ای فزون شده از حد دلبری کین چشم…

Continue Reading...

چند پنهان سوزم و پوشیده دارم دود را

چند پنهان سوزم و پوشیده دارم دود را دود بر آتش کجا پوشیده دارد عود را ناله را گیرم که بربندم ره بیرون شدن چون…

Continue Reading...

چنان پر شد دل از دلبر که دل در بر نمی‌گنجد

چنان پر شد دل از دلبر که دل در بر نمی‌گنجد وگر گنجد دل اندر بر، در او دلبر نمی‌گنجد اگر پروانهٔ‌ عشقی، در آتش…

Continue Reading...

چند چون غنچه به بوئی ز تو دل خوش کردن

چند چون غنچه به بوئی ز تو دل خوش کردن همچو گل چهره به خونابه منقش کردن تا کی ای روی تو مجموعهٔ الطاف‌ اله…

Continue Reading...

چه شد که یار به بالین ما گذر نکند

چه شد که یار به بالین ما گذر نکند به چشم لطف به بیمار خود نظر نکند صبا ز محنت شبهای ما خبر دارد ز…

Continue Reading...

چه عجب لطف مزاجست در آب و خاکت

چه عجب لطف مزاجست در آب و خاکت که خرد می‌نتواند که کند ادراکت ورق لاله بر اندام گل و شمشاد است یا قبا بر…

Continue Reading...

چه مطرب است که امشب بدین مقام رسید

چه مطرب است که امشب بدین مقام رسید بساخت پردهٔ عشاق و پرده‌ها بدرید به یک ترانه چنان گرم کرد مجلس را که می به…

Continue Reading...

چهره بر خاک درت شب همه شب می‌مالم

چهره بر خاک درت شب همه شب می‌مالم چه کنم نیست جز این زر که شنیدی مالم سال‌ها شد که در این دیر مغان می‌گردم…

Continue Reading...