تو تا گشتی بلای جان، بلا را دوست می‌دارم

تو تا گشتی بلای جان، بلا را دوست می‌دارم چو تو میل جفا کردی، جفا را دوست می‌دارم چنان مشغول تو گشتم، که هستم فارغ…

Continue Reading...

تو را در گوشهٔ‌ خاطر غم یاری نمی‌آید

تو را در گوشهٔ‌ خاطر غم یاری نمی‌آید تو در خوابی به گوشت نالهٔ‌ زاری نمی‌آید صفات عارضت در گوش بیهوشی نمی‌گنجد صفای چهره‌ات در…

Continue Reading...

تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست

تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست که وضع و هیأت مطبوع و شکل مرغوبست شعار شعر سیه بر بیاض عارض تو چو عارضیست کزو…

Continue Reading...

تو سروی ای صنم یا بوستانی

تو سروی ای صنم یا بوستانی تو جانی ای پری یا جان جانی لب لعلت نهفته عقل کل را همی‌گوید جواب لن‌ترانی ندارم هیچ یاری…

Continue Reading...

تو نه آن شوخی که پروایت سوی یاری بوَد

تو نه آن شوخی که پروایت سوی یاری بوَد خاطر نازک‌دلان را یاد ما عاری بود تو سبک روحی چنان و من گران‌جانم چنین بر…

Continue Reading...

جامهٔ مقصود دل، هست به قد تو راست

جامهٔ مقصود دل، هست به قد تو راست چهرهٔ‌ زیبای تو، صورت معنی ماست نقش مراد دلم، گم شده بود از ازل می‌نگرم در رخت،‌…

Continue Reading...

جان بر لب لعلش چو مگس بر شکر افتاد

جان بر لب لعلش چو مگس بر شکر افتاد با وصل تو دل چون شبهی در گهر افتاد کی دست زند در کمر صحبت شیرین…

Continue Reading...

جان ما بی شرفِ‌ صحبت جانان خوش نیست

جان ما بی شرفِ‌ صحبت جانان خوش نیست حکم سلطان وصالست که هجران خوش نیست بی لب و عارض او دیده ندارد نوری بی وجود…

Continue Reading...

جان جوهر پاک است و تن ار سرو روانت

جان جوهر پاک است و تن ار سرو روانت تن پیش تنت ریزم و جان بر جانت تو در دل من ساکن و من در…

Continue Reading...

جانا اگر به تنها، داری سر جدائی

جانا اگر به تنها، داری سر جدائی با ما چو صبح یکدم، از مهر خوش بر آئی ابرویِ تو زهی چشم، در روی ما به…

Continue Reading...