تابی ز رخت در دل ماهست ولیکن
تابی ز رخت در دل ماهست ولیکن با مهر نگردد مه روی تو مقارن تا گوهر کان پیش لب لعل تو شد قلب خون بست…
تاق ابروی تو منزلگه بیماران است
تاق ابروی تو منزلگه بیماران است دام گیسوی تو مأوای گرفتاران است چشم جادوی تو شد پیشرو عیاران زلف هندوی تو سرحلقهٔ طراران است روز…
ترک لشکرشکن عشوهگر عربدهجوی
ترک لشکرشکن عشوهگر عربدهجوی بتکافِر بچهٔ نوشلب سلسلهموی دوش سرمست به سر وقت حریفان میرفت با می و مطرب و چنگ و دف و جامی…
تمتع از وصال زلف مشکینت صبا دارد
تمتع از وصال زلف مشکینت صبا دارد که در کویت هوائی گشت و زلفت را هوا دارد تماشا را خوشست ای گل ز چشمم گوشهٔ…
تنم گردی است سرگردان به گرد دامن جانم
تنم گردی است سرگردان به گرد دامن جانم بیار آبی روان ساقی، مگر گردی بر افشانم من از روز ازل دادم به جام لعل تو…
تن مانده از جانان جدا، با درد و غم یارش کنم
تن مانده از جانان جدا، با درد و غم یارش کنم گر جان گرانباری کند، در دم سبکبارش کنم مرغ دلم کز من رمید، اندازمش…
تن سرگشته ز هجر تو به جان میآید
تن سرگشته ز هجر تو به جان میآید همچو شمع آتشم از دل به زبان میآید گر بگویم سخنی همچو میانت باریک عقدهای چون کمر…
تو آفتابی و من ذرهٔ هوا دارم
تو آفتابی و من ذرهٔ هوا دارم که از هوای تو حاصل همین هوا دارم میان چشم و دل از آب دیده خون افتاد کجا…
تو را ای ماه مهرافروز چندانی که میبینم
تو را ای ماه مهرافروز چندانی که میبینم نخواهد در کنار آمد به جز اشک چو پروینم مرا مستی بود آئین و آئینه می روشن…
تو در بری و دیدهٔ بدخواه بر درست
تو در بری و دیدهٔ بدخواه بر درست بر در چه باک دشمن، گر دوست در بر است چشمت به نوک غمزه مرا تیر دوز…





