پیش آن سرو روان آب رخ من آب جوست

پیش آن سرو روان آب رخ من آب جوست آب خورد سرو ما گویی مگر از آب روست قاصد خونست ما را آنکه می‌گوئیم یار…

Continue Reading...

پیک صبا اگر چه رنجور و ناتوانی

پیک صبا اگر چه رنجور و ناتوانی پیغام ما بگوئی آنجا اگر توانی یکران باد پا را، از پویه در تک آور روزی مگر بر…

Continue Reading...

پیش ما خاک آستان نیاز

پیش ما خاک آستان نیاز بهترست از چهار بالش ناز همت ما چو قد توست بلند قصهٔ‌ ما چو زلف توست دراز یار روشندلان از…

Continue Reading...

تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم

تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم تا بدیدیم رخت طالب دیدار شدیم باد بوی تو شبی از خُم خمّار آورد ما بدان بوی مقیم در…

Continue Reading...

تا به چشمم ز خیال تو در‌آمد خیلی

تا به چشمم ز خیال تو در‌آمد خیلی برق آه از دل من جست و روان شد سیلی همه سر سبزیت از آه سحرگاه من…

Continue Reading...

تا تنم ای جان شیرین از وصال تو جداست

تا تنم ای جان شیرین از وصال تو جداست هر بلا کز چرخ نازل می‌شود بر جان ماست هجر کو می‌آورد غم، همنشین من شده…

Continue Reading...

تا جسته برق رویت از عکس روی زیبا

تا جسته برق رویت از عکس روی زیبا افتاده شعلهٔ او در خرمن دل ما تاب تجّلیّ حسن، جز عشق ما ندارد محکمترست با تو،…

Continue Reading...

تا چند در ابرو گره هر سو نگاهی می‌کنی

تا چند در ابرو گره هر سو نگاهی می‌کنی هر لحظه تا کی عقده را پیوند ماهی می‌‌کنی از غمزه تیرم می‌زنی وز طره می‌بندی…

Continue Reading...

تا چه سودا سر گیسوی تو در سر دارد

تا چه سودا سر گیسوی تو در سر دارد کز سر دوش تو سر هیچ نمی‌ بردارد در ازل قامت تو در دل ما بود…

Continue Reading...

تا خط بر آن عقیق درخشان نوشته‌اند

تا خط بر آن عقیق درخشان نوشته‌اند دل را ز درد آیت درمان نوشته‌اند بر لعل نقش بین که ز فیروزه بسته‌اند بر لاله خط…

Continue Reading...