بیامدم ز سفر باز جانب یاری
بیامدم ز سفر باز جانب یاری به جستن دل خود گرد کوی دلداری دریغ عمر که در روز هجر ضایع شد فراق جان نکند اختیار…
بیش از اینام سر این خاطر شیدائی نیست
بیش از اینام سر این خاطر شیدائی نیست طاقت این دل شوریدهٔ سودائی نیست هر زمان از غم عشقم المی پیش آید که از او…
پای بیرون ز حد خویش نهاد
پای بیرون ز حد خویش نهاد زلف تو سر از آن دهد برباد بندهٔ توست هر کجا سرویست بنده بسیار کردهای آزاد روی بنمودی و…
پای از خانه برون نه که بروید گل و نسرین
پای از خانه برون نه که بروید گل و نسرین به صبا گوی حکایت ز لب شکر شیرین خود یکی بوسه بده بر دهن تنگ…
پرده چو بگشاد باد از روی گل
پرده چو بگشاد باد از روی گل تازه شد عیش از رخ نیکوی گل حبذا بلبل که میآرد به سر عمر شیرین را به گفت…
پسته را لب شکند آن دهن خندانت
پسته را لب شکند آن دهن خندانت مغز بادام کشد چشم خوش فتانت گر چه شد روشنی خوان فلک از خورشید قرص خورشید ندارد نمکی…
پریشانم چو زلفت حالم این است
پریشانم چو زلفت حالم این است بگفتم مو به مو احوالم این است کشم دریای خون از دیده هر دم دمادم جامِ مالامالم این است…
پیر ما خرقهٔ خود در گرو صهبا کرد
پیر ما خرقهٔ خود در گرو صهبا کرد خویش را باز به پیرانه سری رسوا کرد در همه دیر کسی نیست به قلاشی ما تا…
پیش از آن کین شخص ناموجود من موجود بود
پیش از آن کین شخص ناموجود من موجود بود کوی یارم مقصد و روی توام مقصود بود پیش از آن کآب بقا را خشک رود…
پیش آمدی در عیدگه، آتش به تکبیرم زدی
پیش آمدی در عیدگه، آتش به تکبیرم زدی قربان تو گشتم چرا، از غمزهها تیرم زدی گفتی که چون لایعقلی، حکم نمازت چون بود بربسته…





