ای یار نازنین، چو دل از ما رمیده‌ای

ای یار نازنین، چو دل از ما رمیده‌ای از ما رمیده‌ای، به رقیب آرمیده‌ای چشمان آهوانهٔ بی‌آهوی شما دو شاهد عدلند که از ما رمیده‌ای…

Continue Reading...

ای یافته نبوت از ذات تو کمالی

ای یافته نبوت از ذات تو کمالی رفته به عرش و کرده با دوست اتصالی بگرفته ملک و ملت در فقر فخر کرده چون دیگران…

Continue Reading...

این خم بالای دو تاه من است

این خم بالای دو تاه من است یا خیال آبروی ماه من است اشک من بر خاک ره دید و بگفت کین چه خون‌ها که…

Continue Reading...

این مرا بس که تمنای تو می‌ورزم و بس

این مرا بس که تمنای تو می‌ورزم و بس همه دارم به وصال تو نمی‌ارزم و بس چون سپیدار اگر میوه ندارم ای گل بر…

Continue Reading...

با پرتو رخسار تو مه تاب ندارد

با پرتو رخسار تو مه تاب ندارد با لطف بناگوش تو گل آب ندارد شیرینی شهد تو ز شکر نتوان یافت طعم لب شیرین تو…

Continue Reading...

اینجا که منم نامهٔ‌ دلبر که رساند

اینجا که منم نامهٔ‌ دلبر که رساند در دوزخ سوزان نم کوثر که رساند گیرم که دل من چو کبوتر پرد آنجا این نامهٔ میمون…

Continue Reading...

با تو برابری رخ حور و ملک نکرد

با تو برابری رخ حور و ملک نکرد آن کرد چهرهٔ تو که مهر ملک نکرد از شرق تا به غرب ز خوبی یگانه‌ای خورشید…

Continue Reading...

آیینهٔ‌ خدائی رخسار توست یارا

آیینهٔ‌ خدائی رخسار توست یارا بگذار تا ببینم در آینه خدا را در کعبهٔ وصالت گر باشدم مقامی از زمزم دو دیده آبی زنم صفا…

Continue Reading...

با رخ و زلف تو دل را روز بازار امشب است

با رخ و زلف تو دل را روز بازار امشب است تا درین سودا برآید جان شیرین بر لب است در سر زلف تو دل‌های…

Continue Reading...

با رخش ماه آسمان چه بود

با رخش ماه آسمان چه بود ذره با مهر هم‌عنان چه بود پیش چشمش خدنگ را چه محل نزد ابروی او کمان را چه بود…

Continue Reading...