ای دیده چه دیدی ز من خسته که هر دم
ای دیده چه دیدی ز من خسته که هر دم از خون جگر سرخ کنی چهرهٔ زردم درمانده به درمان دلم خلق دو عالم و…
ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن
ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن وز سر دیوانگی فکر محال انگیختن بی نهایت را به عقل منتها نتوان شناخت نفس ناقص…
ای صبا از من به جانان شو رسول
ای صبا از من به جانان شو رسول افت و خیزان بر در او کن نزول حلقه بر در زن، نیاز ما رسان باشد آنجا…
ای که از چشم خوشت رنج دلم افزون شد
ای که از چشم خوشت رنج دلم افزون شد دل بیمار مرا هیچ نپرسی چون شد گل صدبرگ توئی در چمن حُسن امروز ورق چهره…
ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است
ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است ره نبری به هیچ رو، جای تو خانهٔگل است حاصلم از جهان و جان، درد سری…
ای که در دیده خیال تو کند پردهدری
ای که در دیده خیال تو کند پردهدری تا کی از دیدهٔ صاحبنظران پرده دری باز آیم ز همه گر ز درم باز آئی بگذرم…
ای لوای مهتری بر لامکان افراخته
ای لوای مهتری بر لامکان افراخته غلغل لولاک بر هفت آسمان انداخته شهسوار دین که چون زین بست بر پشت براق از زمین تا اوج…
ای ماه اگر به روزن او سر فروکنی
ای ماه اگر به روزن او سر فروکنی آن آفتاب گم شده را جستجو کنی در پاش اوفتی و نهی روی بر زمین وانگه نگه…
ای یاد تو غایب ز زبان و دل ما نی
ای یاد تو غایب ز زبان و دل ما نی هرگز تو کنی یاد من سوخته یا نی؟ ماندیم چو بلبل به خزان ای گل…
ای یار ز یاران خبر یار نپرسی
ای یار ز یاران خبر یار نپرسی یاری نبود آنکه ز اغیار نپرسی ای سوسن آزاده شنو حال دل گل شرط ادب آن نیست که…





