آنچه از رهگذر دیده به رویم برسید
آنچه از رهگذر دیده به رویم برسید ماجرائیست که آن را نتوان گفت و شنید گفتم از خون جگر نامه نویسم جائی که به گرد…
انوار وجه توست که ارض و سما گرفت
انوار وجه توست که ارض و سما گرفت کلِ وجودْ جودِ وجودِ شما گرفت در نور مهر ذرهٔ سرگشته محو شد لاهوتیئی ز های و…
آه که مشهور گشت، راز نهانم ز آه
آه که مشهور گشت، راز نهانم ز آه این همه عیب من است، دیده ندارد گناه دیده ز تو دیدهام، هر چه به رویم رسید…
آه من یک روز بر گردون علم خواهد کشید
آه من یک روز بر گردون علم خواهد کشید صفحهٔ دل را به درد و غم رقم خواهد کشید میکشم دردی و میدانم که از…
او آئینه است و هر طرفی رویها دارد او
او آئینه است و هر طرفی رویها دارد او روشن همیشود هنر و عیب ما در او هر گه که بنگریم در ابروی و قامتش…
اهل نظر که سوختگان بلا کشند
اهل نظر که سوختگان بلا کشند رسم وفا رها نکنند ار جفا کشند آنان که رهروان وفایند، از مژه سوزن کنند و خار جفا را…
ای آرزوی جان من، ای عمر نازنین
ای آرزوی جان من، ای عمر نازنین چندین مکن که نیک نباشد جفا و کین در عاشقان به چشم حقارت نظر مکن کین قوم با…
ای باد بر سلام ز ما آن درخت را
ای باد بر سلام ز ما آن درخت را برگی بیار بلبل شوریده بخت را عاشق کسی بود که چو محمود پاکباز خاک ره ایاز…
ای بر رخ چون روزت شام خط زنگاری
ای بر رخ چون روزت شام خط زنگاری بی زلف و رخت دارم روزی چو شب تاری در بارگه وصلت بارم ندهی باری گر کار…
ای بلای عاشقان بالای سروآسای تو
ای بلای عاشقان بالای سروآسای تو کار ما بالا گرفته از قد و بالای تو جان ز دل بردی و جز چهره ندارم وجه زر…





