آغاز می‌کند دل، سر نامهٔ نیازی

آغاز می‌کند دل، سر نامهٔ نیازی ای بی‌نیاز او را تشریف ده جوازی در عقل ما نگنجد ادراک حسن رویت کی محرم حقیقت گردد خیال…

Continue Reading...

اگر آن سرو گل‌اندام به رفتار آید

اگر آن سرو گل‌اندام به رفتار آید به هوایش دل آشفته گرفتار آید زاهد شهر ز چشم خوش او مست و خراب رود از صومعه…

Continue Reading...

اگر آن فتنه که برخاست به ما بنشیند

اگر آن فتنه که برخاست به ما بنشیند دیده در صورت او صورت معنی بیند غنچه را چاک گریبان اگر از دل تنگی‌ست به از…

Continue Reading...

اگر آن یار کند بند جدا از بندم

اگر آن یار کند بند جدا از بندم بنده‌ام باز و به صد نوع بدو پیوندم خون بها نیست بر آن دلبر اگر خونم ریخت…

Continue Reading...

اگر ای باد تو را بر در او هست قبول

اگر ای باد تو را بر در او هست قبول خاک را نیز چنان کن که شود وجه قبول ننمائی سبکی تا نشود گرد و…

Continue Reading...

اگر به رنگ و بوی تو گل به گلستان آید

اگر به رنگ و بوی تو گل به گلستان آید هزار بلبل سرمست در فغان آید وگر ز بوی تو یابد شمال یک شمه چو…

Continue Reading...

اگر جمال تو نبود فروغ جنت اعلی

اگر جمال تو نبود فروغ جنت اعلی درخت نار بر‌آید به زیر سایهٔ طوبی نیاورد دل هر کس مجال پرتو رویت که ذره ذره کند…

Continue Reading...

اگر چه خانهٔ تیره است دیده جای تو باد

اگر چه خانهٔ تیره است دیده جای تو باد وگر چه منزلِ تنگ است دل سرای تو باد اگر چه از تن من غیر استخوانی…

Continue Reading...

اگر چه غمزهٔ‌ خون‌ریز تو بلای من است

اگر چه غمزهٔ‌ خون‌ریز تو بلای من است سرشک لعل و زر چهره خون‌ بهای من است مرا که از تو به صد تیغ بر…

Continue Reading...

اگر دلبر ز ما دل برنگیرد

اگر دلبر ز ما دل برنگیرد دل من غیر او دلبر نگیرد اگر زر در میان نبود کمر را میان دوست را دربر نگیرد صبا…

Continue Reading...