یارب من اگرچه رفت عمرم به غلط
یارب من اگرچه رفت عمرم به غلط پاداش غلط هم از چه قهر است و سخط دانی تو و لیک هم گمانم به تو چیست…
یک نکته بگویمت به تحقیق بسنج
یک نکته بگویمت به تحقیق بسنج گر عاقل و کاملی مرنجان و مرنج رنجاندن خلق و رنجشت از طمع است بگذر ز طمع که این…
یکرنگ بخم کن فکان زد صباغ
یکرنگ بخم کن فکان زد صباغ بر پرده خلق را بخود داد سراغ بیرنگی خویش یعنی از این همه رنگ بنمود چو آب از رخ…
یغمای نگاه بین که آن دلبر شوخ
یغمای نگاه بین که آن دلبر شوخ چیزی نگذاشت دیگر از بهر شیوخ عقل و دل و دین به جمله شد غارت علم و عمل…
ابر میگرید به زاری، گل تبسم میکند
ابر میگرید به زاری، گل تبسم میکند لاله ساغر میدهد، بلبل ترنم میکند صوت مطرب راه اسلام خلایق میزند چشم ساقی غارت ایمان مردم میکند…
آتش افروزی کنی بر سوخته عودم دگر
آتش افروزی کنی بر سوخته عودم دگر در غمت چیزی به جز آتش نیفزودم دگر دم زدم دودی برآمد، زود بربستم دهان تا کجا سر…
آتشی در جان من عقل مشوش میزند
آتشی در جان من عقل مشوش میزند بادهٔ صافی که او آبی بر آتش میزند همت من پای بر تاج سلاطین مینهد خاطر من خاک…
اثری در قدح باده ز لعل یار است
اثری در قدح باده ز لعل یار است قبلهٔ خسته دلان خاک درِ خمّار است سخن عقل در این کوی ندارد وزنی عشق از آن…
آخر این شام بلا را سحری خواهد بود
آخر این شام بلا را سحری خواهد بود و آخر این سوز دلم را اثری خواهد بود امشب از نالهٔ دلسوز من و شعلهٔ آه…
آرزو دارم که با او باده نوشم رو به رو
آرزو دارم که با او باده نوشم رو به رو جان به لب آمد، به کامم بر نیامد آرزو پای او بوسم چو زلف و…





