هنگام سحور جلوه پیر خوش است
هنگام سحور جلوه پیر خوش است در وقت نهار قوت نیم سیر خوش است چون عصر شود صحبت احباب نکوست وندر دل شب ناله شبگیر…
هستی یم و دین کشتی و حیدر ملاح
هستی یم و دین کشتی و حیدر ملاح زین ورطه بود ولای ملاح فلاح خواهی اگر آوری بکف گوهر عشق در بحر ولایت علی شو…
یارب تو ببخشای بناداری من
یارب تو ببخشای بناداری من بر بیکسی و فقیری و خواری من هر کس بخدا امیدش از طاعت اوست امید منست از گنهکاری من
یارب تو مرا بیار من مقرون کن
یارب تو مرا بیار من مقرون کن حال و دل او بمهر من مفتون کن از خاطر او غیر مرا بیرون کن وندر دل او…
یارب به نبی خدیو ملک و معراج
یارب به نبی خدیو ملک و معراج یارب بعلی که ز انما دارد تاج چون تا بکنون نکرده بازمکن بر خلق ز هیچ ره صفی…
یارب بتو عرض ناتوانی چکنم
یارب بتو عرض ناتوانی چکنم اظهار حوائج نهانی چکنم از حاجت مور و مار آگاه توئی من عرض حوائج نهانی چکنم
یارب غلطم فزون ز مقدار بود
یارب غلطم فزون ز مقدار بود روزم سیه از خطای بسیار بود با اینمهه نیست افتخارم بکسی فخرم همه بر خدای غفار بود
یارب ز گناه خویش شرمنده منم
یارب ز گناه خویش شرمنده منم بر هر چه عقوبت است زیبنده منم غفار توئی غنی توئی شاه توئی بدکار منم گدا منم بنده منم
یارب نشود بلاکشی محرم هجر
یارب نشود بلاکشی محرم هجر عشق ار چه کشد و لیک داد از غم هجر پروانه به شعله داد تن را به فراق او را…
یارب همه عالم به پناهی نازند
یارب همه عالم به پناهی نازند بر مال و زر و مکنت و جاهی نازند رندان گدای تو ننازند بهیچ نازند اگر بچون تو شاهی…





