لفظی که نباشد آگه از وی لافظ

لفظی که نباشد آگه از وی لافظ بود آنکه به قصه بافت بر هم واعظ می‌داشت به معنی ار حدیثی محفوظ به زانکه بود بر…

Continue Reading...

ما را سر ملک و فکر شاهی نبود

ما را سر ملک و فکر شاهی نبود با خصم بنای داد خواهی نبود شد جامه ما بخم‌الفقر سواد رنگی به جهان پس از سیاهی…

Continue Reading...

مائیم قلندران وارسته ز خویش

مائیم قلندران وارسته ز خویش بیگانه ز خلق و بی‌نیاز از کم و بیش جوئی چو نشان ما بملک و ملکوت گردید نشان به بی‌نشان…

Continue Reading...

معشوق چنانکه جاذب عشاق است

معشوق چنانکه جاذب عشاق است غفران خدا بجرم ما مشتاق است در روز حساب هر کرا نیست گناه شرمنده به پیش رحمت خلاق است

Continue Reading...

می را بیقین بدست انجام مخور

می را بیقین بدست انجام مخور ور زانکه خوری بجهد و ابرام مخور با مردم رذل و بله و بد نام مخور پیوسته مخور عیان…

Continue Reading...

میخانه ما گشاده با بی دارد

میخانه ما گشاده با بی دارد دلها همه را زنده بآبی دارد نقصی نبود دلیل آبادی اوست مانند صفی اگر خرابی دارد

Continue Reading...

نیکی کنی ار بخلق منت مگذار

نیکی کنی ار بخلق منت مگذار بیننی اگر از کسی بدی سهل شمار آور بنظر که چشم نیکی ز خدای می‌داری و هم بذی و…

Continue Reading...

هر لحظه صفی حساب ره باید کرد

هر لحظه صفی حساب ره باید کرد چاه است بهر قدم نگه باید کرد رحمت پی رحمت آید از رب غفور اما نه گنه پی…

Continue Reading...

هستی نبود سزای کس غیر خدا

هستی نبود سزای کس غیر خدا او هستی محض و ما سوا هست نما در هستی ما شروط هستی نایاب در هستی حق کمال هستی…

Continue Reading...

هر کس که رهی گزید رهبر نشود

هر کس که رهی گزید رهبر نشود هر حیه دری بدهر حیدر نشود کی گام پی صفیعلی شاه نهد تا مرد مجرد و قلندر نشود

Continue Reading...