گر سردی و نیست پای اکرامت لنگ
گر سردی و نیست پای اکرامت لنگ بر جام کسی مزن بنا کامی سنگ مردی کرم است و مردمی ستاری در مردی و مردمی مکن…
گر کار جهان به میل ما ساز نشد
گر کار جهان به میل ما ساز نشد ور باب مرادمان به رخ باز نشد تسلیم شویم و ترک تدبیر کنیم تدبیر ندارد آنچه ز…
گر طالب ره شدی ز مردان سبل
گر طالب ره شدی ز مردان سبل جو راهروی گذشته از جزو ز کل کن مغز خرد معطر از طیب رسل در بزم صفی که…
گر کار جهان بوفق دلخواه نشد
گر کار جهان بوفق دلخواه نشد یا گاه بتدبیر تو شد گاه نشد در فکر مرو که فتح اینراه نشد سریست که کس بدهر آگاه…
گر میری و مرتراست اقلیم وسیع
گر میری و مرتراست اقلیم وسیع ور صاحب مکنتی و اورنگ رفیع ارزان بتو باد هر چه داری که صفی بی این همه در دو…
گرباده خوری با صنمی زیبا خور
گرباده خوری با صنمی زیبا خور یا با مردی قوی دلی دانا خور گر نیست ترا رفیق و یاری همدم می هیچ مخور و گر…
گویم سخنی ترا از الهام سروش
گویم سخنی ترا از الهام سروش دریاب بهوش و دار چون حلقه بگوش دست همه کس بوجه تعظیم بگیر عیب همه کس بچشم توحید بپوش
گوید همه چیز و هر کس حق با ماست
گوید همه چیز و هر کس حق با ماست چون نیک نظر کنی در او حق پیداست حق نیست عیان ز دیده اهل شهود پیدا…
گویم سخنی نه از ره نفس و مزاج
گویم سخنی نه از ره نفس و مزاج خود را نه بکس کساد بنما نه رواج کوبندت اگر خرابه از پس گنج باش و کمرآباد…
گویند گناه چونکه پیوسته شود
گویند گناه چونکه پیوسته شود بر حق در بازگشت ما بسته شود روزی صد اگر توبه بشکسته شود حق این نشود که از عطا خسته…





