ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک
ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک مملوک تو باشد آنچه هست از بد و نیک نزدیکتری تو چونکه از من بر من هم…
ای آنکه منزهی ز ترکیب و ز زوج
ای آنکه منزهی ز ترکیب و ز زوج عالم همه از محیط جودت یک موج دارم ز تو امید کرم در هر حال بالی ز…
ای آنکه نظر بجرم آدم نکنی
ای آنکه نظر بجرم آدم نکنی جز جود و کرم بخلق عالم نکنی هر چند که صرف بعصیان نعمت امید که ز آنچه داده کم…
ای آنکه هر غمی توئی یار و مغیث
ای آنکه هر غمی توئی یار و مغیث نالم به تو از وساوس نفس خبیث گوش دل من به نطق خود کن شنوا تا نشنوم…
ای باب هدایتت بخلقان همه باز
ای باب هدایتت بخلقان همه باز اشیاء همه را بدر گهت روی نیاز هر چند کنم گناه آرم بتو روی هر چند غلط کنم زه…
ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد
ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد یا وهم بلند و عقل چالاک رسد ره در تو بغیر ما عرفناک نبود عقلی که رسد به…
ای جود تو بر وجود اشیاء باعث
ای جود تو بر وجود اشیاء باعث ملک و ملک از لطف قدیمت حادث حادث نبود ز خویش دارای وجود میرد همه زنده و حقش…
ای خسرو مُلک و دین شهنشاه نجف
ای خسرو مُلک و دین شهنشاه نجف ای رشته آفرینشت جمله به کف جز مهر تو در جهان بسی گشت و نیافت چیزی که صفی…
ای ذات تو بر جمیع ذرات فیض
ای ذات تو بر جمیع ذرات فیض ظل کرمت کشیده بر اوج و حضیض دانست کسی که کارساز همه کیست یکجا بتو کرد کار خود…
ای شیر خدا که سر ایجاد توئی
ای شیر خدا که سر ایجاد توئی در کارگه وجود استاد توئی افتادهتر از فتادگان جمله منم گیرنده دست هر که افتاده توئی





