ای آنکه بجز تو یار و همراز نبود

ای آنکه بجز تو یار و همراز نبود روزی که مرا معین و دمساز نبود وقتی نه چنین بود که بر من هرگز جز باب…

Continue Reading...

ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل

ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل بر معرفتت عقول وافهام علیل عرفان تو دل ز نور برهان تو یافت عارف بتو ورنه کی شود…

Continue Reading...

ای آنکه بذات خود عظیمی و عزیز

ای آنکه بذات خود عظیمی و عزیز کس را بکمال هستیت نیست تمیز از فتنه نفس عالم حادثه خیز جز بر تو صفی را نبود…

Continue Reading...

ای آنکه به بنده بهترین دست توئی

ای آنکه به بنده بهترین دست توئی وانکس که پناه ما سوا اوست توئی با آنکه ز مغز و پوست بیرونی و پاک هم مغز…

Continue Reading...

ای آنکه بروز محنتم یار توئی

ای آنکه بروز محنتم یار توئی براین همه عیب و نقص ستار توئی گر عمر و عمل تمام شد صرف گناه امید بر آن بود…

Continue Reading...

ای آنکه به ذات خویش فرد واحدی

ای آنکه به ذات خویش فرد واحدی بر حال صفی به نیکویی کن مددی پاداش بدی کسی به نیکی نکند جز تو که خدا و…

Continue Reading...

ای آنکه بیکتائی خود یکتائی

ای آنکه بیکتائی خود یکتائی بر هستی ذات خویش بی‌مهتائی در پیش تو عرض حال کردن غلط است خود حاضر و خود خبیر و خود…

Continue Reading...

ای آنکه تو خالقی و ما بنده تو

ای آنکه تو خالقی و ما بنده تو بر بنده عطا بود برازنده تو از خاک بجز گناه زیبنده نبود با خاک کن آنچه هست…

Continue Reading...

ای آنکه تو واقفی ز احوال صفی

ای آنکه تو واقفی ز احوال صفی تبدیل نما بخیر اعمال صفی بد شیوه بنده است و عفو آیت حق کن عفو یکی مپرس احوال…

Continue Reading...

ای آنکه توئی بذات خود عین کمال

ای آنکه توئی بذات خود عین کمال بر خلق رسد زخوان جود تو نوال پوشی‌ تو معایبم چه حاجت یکسان دانی تو حوائجم چه حاجت…

Continue Reading...