گر عناصر سرگران کردند با من نوبتی
گر عناصر سرگران کردند با من نوبتی ترک تن گویم کز ایشانم نباشد منتی روضه کو خاک آدم را بباد از دانه داد شایم آتش…
در انجمن به خرام آمدی و رو بستی
در انجمن به خرام آمدی و رو بستی سخن به پرده سرودی و لب فرو بستی حدیثِ حُسن تو هر کس به یک زبانی گفت…
این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهای
این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهای دست هیچ اندیشه نگشاید که نیکو بستهای بر نثارت جان ما باشد بکف محتاج نیست آن…
تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردی
تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردی برصا کشیم نازت چو تو خوبه ناز کردی سوی عاشقان مفتون نبرد شهی شبیخون تو بما…
برده عقل و هوش از من دلبری قدح نوشی
برده عقل و هوش از من دلبری قدح نوشی نازنین گلندامی یاسمین بناگوشی زیرکی زبر دستی چابکی قضا شستی روز تا شب مستی پای تا…
در طواف حرمم گفت بگوش آگاهی
در طواف حرمم گفت بگوش آگاهی حلقه میکده را هم به ادب زن گاهی بینی از مروه میخانه صفای رخ دوست گر کنی سعی و…
امروز نیامد به من از دوست بریدی
امروز نیامد به من از دوست بریدی ناورد از آن لعل دلاویز نویدی هر روز پیامش سوی رندان سحر خیز پس زودتر از قافله صبح…
اثنی عشری ز زاده بوطالب
اثنی عشری ز زاده بوطالب تا مهدی منتظر امام غائب حب همه را به خویش میدان واجب تا فوز عظیمت رسد از هر جانب
ارب چو من ار گناهکاری باشد
ارب چو من ار گناهکاری باشد غفران ترا در انتظاری باشد عفوت ز پی گناهکاران گردد چون یار که در سراغ یاری باشد
از آنکه بجز توأم پناهی نبود
از آنکه بجز توأم پناهی نبود وز حادثهام گریز گاهی نبود بیچارگیم ببین و راهی بنما اکنون که گشایشی ز راهی نبود





