نوروز چو خان به بخت فیروز کند
نوروز چو خان به بخت فیروز کند دولت عید مراد آن روز کند هر روز که در دولت او کهنه شود آن را به شگون…
هر چند دلم ز درد خونریزتر است
هر چند دلم ز درد خونریزتر است بر من دل تیغ آسمان تیزتر است در کین دلم دلیر باشید که زنگ زآیینهام از عکس سبک…
نقشی که برین دو صفحه کردند نگار
نقشی که برین دو صفحه کردند نگار طبعم گل تشبیه بر آن کرد نثار بر خاک فتاده آن پریشان چون گل بر گل بنشسته این…
هرگز لبم آشنای یارب نشود
هرگز لبم آشنای یارب نشود کز نومیدی جهان لبالب نشود هرگز نکشم از سر حسرت آهی کز سوز دلم زمانه در تب نشود
هرچند که در باغ تو بیبرگ و برم
هرچند که در باغ تو بیبرگ و برم چون شاخ بریده بینوای ثمرم در شهر محبت تو این بس هنرم کز بهر جمال عفوت آیینهگرم
وقتست که این طلسم دولاب اساس
وقتست که این طلسم دولاب اساس در گرده و وارهیم از امید و هراس تا کی به عبث سلسله هستی را بندند و گشایند چو…
یک چند درین رسته پریشان گشتیم
یک چند درین رسته پریشان گشتیم گفتیم گران شویم ارزان گشتیم در طالع ما کساد بازاری بود آیینهفروش شهر کوران گشتیم
یک چند گل گلشن مقصود شدیم
یک چند گل گلشن مقصود شدیم یک چند در آتشکدهها دود شدیم دیدیم که اینها همه هیچست آخر همت بگماشتیم و نابود شدیم
هرگز چشمم به روی او وانشود
هرگز چشمم به روی او وانشود کز موج نگاه دیده دریا نشود همچون مژه زیاده در دیده خلد گر نیم نگه صرف تماشا نشود
دلی که میکشد او را کمند گیسویی
دلی که میکشد او را کمند گیسویی کجاست راه که یابد رهائی از سوئی سزاست آنچه دل از دست طره تو کشد که کرد بیخبر…





