گفتم رمزی با تو صریح و مبهم
گفتم رمزی با تو صریح و مبهم بشنو که کند گوش ترا رشک ارم گر زنده شود دلت بگو شکر نعم ورنه تو اصم باش…
گیرم که ز آه و نالهات صد حشرست
گیرم که ز آه و نالهات صد حشرست بی گریه مباش کان سپاه ظفرست نی خون جگر که خون هر عضو که هست چون درنگری…
ما نقش هوس ز لوح هستی شستیم
ما نقش هوس ز لوح هستی شستیم وز خون رخ آرزوپرستی شستیم ما روز ازل نشان آسوده دلی از چهره به گریههای مستی شستیم
ماییم و دل شکسته از خود رسته
ماییم و دل شکسته از خود رسته پیمان وفا به هر دو عالم بسته در مصر وفای ما دو چیزست که نیست پیمان شکسته و…
ماییم که جان در گرو صهباییم
ماییم که جان در گرو صهباییم بی باده چو باد خاک میپیماییم ما را گویند باده تنها چه خوری توفیق رفیق ماست کی تنهاییم
موسی باش و شکفته از طور مشو
موسی باش و شکفته از طور مشو خرمن باش و به برق مسرور مشو نوری به کف آر جان برو ساز نثار پروانه شمعهای بی…
مویی که سترد از سرم آن مایه نور
مویی که سترد از سرم آن مایه نور از ناز چو مژگان بتان شد معمور رضوانش به دست عزت از خاک نیاز برداشت که سازد…
می نوش کنون که ابر رحمت بارست
می نوش کنون که ابر رحمت بارست بر هر نفست متاع حسرت بارست گویند که سبحه صیقل دین و دل است خوش باش که این…
ناصح ما را میل نصیحت دارد
ناصح ما را میل نصیحت دارد پندارد دل ز عشق محنت دارد میبیند آتش و ولی آگه نیست کاین دوزخ ما مشرب جنت دارد
هجر تو و دیده آتش و موم بود
هجر تو و دیده آتش و موم بود چشمی که ترا ندیده آن شوم بود ای قبله دیده دیده خود کافر نیست کز قبله خود…





