کاش این لب پر معجزه بر دوختمی

کاش این لب پر معجزه بر دوختمی با هر کس ازین متاع نفروختمی این کز عیسی نطق درآموخته‌ام کاش از خر او نهق درآموختمی

Continue Reading...

کو دست که دامن حضوری گیرم

کو دست که دامن حضوری گیرم وز خلد به عاریت سروری گیرم چون تاب تماشای گلم نیست ز خار جانی دهم و جلوه طوری گیرم

Continue Reading...

کو خم که ز نعل واژگون جام کنیم

کو خم که ز نعل واژگون جام کنیم صد دریا را جرعه یک کام کنیم مغرب جوییم و رو به مشرق برویم چون صبح دمد…

Continue Reading...

کوته خردی که شرمسار از من نیست

کوته خردی که شرمسار از من نیست طعن سخنم زند که پر روشن نیست ادراک ابوجهل چو ناقص باشد نقصان کلام حضرت ذوالمن نیست

Continue Reading...

گر بشکافند مو به موی من زار

گر بشکافند مو به موی من زار یک موی مرا تهی نیابند ز یار گویند که دوست از تو دورست بسوز پس جان مرا کیست…

Continue Reading...

گر جانت درین بادیه بی‌آب بود

گر جانت درین بادیه بی‌آب بود در تشنه‌‌لبی چو شعله در تاب بود زنهار مخور فریب عادت کانجا دریا تشنه سراب سیراب بود

Continue Reading...

گر خار و خسی تو آتش تن می‌جوی

گر خار و خسی تو آتش تن می‌جوی لنگان لنگان به زور گلخن می‌جوی در نشئه‌ی آتش دلی موسی‌وار این تازه گل از نهال ایمن…

Continue Reading...

گر در تو چمن طراز کنعان می‌دید

گر در تو چمن طراز کنعان می‌دید رنگ گل حسن را به سامان می‌دید دیدار تو آفرید در دیده نگاه گویی همه زین پیش به…

Continue Reading...

گرد گلت از رشک عرق می‌بایست

گرد گلت از رشک عرق می‌بایست ملک خوبی بدین نسق می‌بایست رویت ورقی ز مصحف خوبی بود بسم اللهی برین ورق می‌بایست

Continue Reading...

گردون که نباشدش به بیداد بدل

گردون که نباشدش به بیداد بدل عالم شود ار لبالب از غم به مثل جز من دگری در خور غم کی یابد گردد مگرش دیده…

Continue Reading...