روزم ز فراق دود گلخن سازند

روزم ز فراق دود گلخن سازند در وصل شبم چراغ ایمن سازند شمعم که درین انجمن راز مرا هر صبح کشند و باز روشن سازند

Continue Reading...

ز آن پیش که در قصر عدم خانه کنیم

ز آن پیش که در قصر عدم خانه کنیم برخیز که طره طرب شانه کنیم فرداست که عمر ما شده ملک اجل امروز بیا که…

Continue Reading...

زین بیش می فریب در جام مکن

زین بیش می فریب در جام مکن دل را به غرور بی خودی خام مکن خود در طلب خویشتنی سرگردان بیهوده مرا به عشق بدنام…

Continue Reading...

سوی در پادشاه کز طور بهست

سوی در پادشاه کز طور بهست رفتی تو و سامری به جای تو نشست ای واله ایمن این سفر دور کشید باز آ که شدند…

Continue Reading...

شوخی که گلش بهار امید بود

شوخی که گلش بهار امید بود با تنباکوش الفت جاوید بود هم عارض خورشید بپوشد از ناز ز آن ابر که خانه‌زاد خورشید بود

Continue Reading...

شب دیده به سیل اشک چندان شستم

شب دیده به سیل اشک چندان شستم کز روی نظاره گرد حرمان شستم هر قافله نگه که نه سوی [تو] رفت نقش پی او ز…

Continue Reading...

صد شکر که حرف دوست شد بی‌کم و کاست

صد شکر که حرف دوست شد بی‌کم و کاست گنجینه عمر کو بدانم آراست از کیسه دوست صرف کردیم و هنوز ز آنجا که حیای…

Continue Reading...

عشقت صنما دل مشوش خواهد

عشقت صنما دل مشوش خواهد از دیده به جای آب آتش خواهد گو غم شبخون آر بر آن بوالهوسی کو روی تو بیند و دل…

Continue Reading...

عشق آمد و ریخت برق در پیکر ما

عشق آمد و ریخت برق در پیکر ما چون شعله طپد ز سوز دل اخگر ما احباب نخوانند ولی دفتر ما تا سرمه نسازند ز…

Continue Reading...

عمری بودم چون شب غم نامه سیاه

عمری بودم چون شب غم نامه سیاه تا بو که رسم به وصل آن مه ناگاه اکنون که به دیده کرد منزل آن ماه همچون…

Continue Reading...