ای کرده سپهر در حریم تو رکوع
ای کرده سپهر در حریم تو رکوع غم نیست اگر کوکب تو کرد رجوع خورشید سپهر دولتی و خورشید گر شام فرو رود کند صبح…
ای کشته ز اشک شوق مژگان پرواز
ای کشته ز اشک شوق مژگان پرواز ایمن بادا شمع تو از سوز و گداز ای نرگس مست گریه مشکن دل ناز خون ریز ولی…
ای نام تو روح قدس و پیکر لب ما
ای نام تو روح قدس و پیکر لب ما وز نام تو داغ دل کوثر لب ما بی نام تو هر نفس که بربندد بار…
ای کلک تو مشکبار چون طره حور
ای کلک تو مشکبار چون طره حور چون چشم خرد دوات تو چشمه نور از بهر مرکبت فلک دوده گرفت ز آن شمع که افروخت…
ای واله طور جلوه نور ببین
ای واله طور جلوه نور ببین عالم عالم ز نور معمور ببین آشوب صدای «لن ترانی» است ز طور بگذر از طور و نور بی…
این اسب که چون خواجه ما فرتوتیست
این اسب که چون خواجه ما فرتوتیست بر اسب نشسته خواجه بس مبهوتیست از پای چهار پایه از تن تخته القصه که خوش مصالح تابوتیست
این خشکبران که دستکشت هوسند
این خشکبران که دستکشت هوسند گویند هماییم ولیکن مگسند خشنود ز کامرانی بیطربند خرسند به زندگانی بینفسند
این روح که شمع مجلس افروز منست
این روح که شمع مجلس افروز منست فرداست که نه زآن تو نه زآن منست طاسیست به گرمابه عالم این عمر پر ساختنش بهر تهی…
این خلد که از فیضص ازل یاد دهد
این خلد که از فیضص ازل یاد دهد خاکش نفس مسیح بر باد دهد رضوان اگر این بهشت را دریابد آن جنت کهنه را به…
این فرقه که زد خامه تحقیق رقم
این فرقه که زد خامه تحقیق رقم صد بحر حقیقتست در وی مدغم زنهار به نم مباش قانع زین یم کاین دریا را موجه ذاتیست…





