ای خلق تو فیض بخش بستان نیاز
ای خلق تو فیض بخش بستان نیاز وز روی تو بشکفد گلستان نیاز تا حسن چو خورشید جهان افروزد دوران تو باد و باد دوران…
ای شمع گرت ذوق غم آموختن است
ای شمع گرت ذوق غم آموختن است این سوختن تو عمر اندوختن است ور ز آن که برای مجلس افروختن است صد بار نسوختن به…
ای روی ترا ترجمه در دین مصحف
ای روی ترا ترجمه در دین مصحف وز خال و خطت یافته تزیین مصحف یک نقطه سهو در همه روی تو نیست گویی به خط…
ای طور ز شوق جلوهات خانه به دوش
ای طور ز شوق جلوهات خانه به دوش پروانه پر سوخته حسن تو هوش بی دیده ز رشک سویت آیم وز شوق چون مردمک دیده…
ای صید غمت هنوز صد عربدهجوی
ای صید غمت هنوز صد عربدهجوی گفتم نشنیدی که ره عشق مپوی قربان سرت شوم کنون اشک مریز از نرگس مست سرمه ناز مشوی
ای عشق به تازه مرحمتها کردی
ای عشق به تازه مرحمتها کردی خود را و مرا گرم تمنا کردی هر جرم که ما سیاهکاران کردیم در آینه عفو تماشا کردی
ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی
ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی هر چند عزیزتر ز جانی بدر آی تو گنج نهای گنج فشانی تا چند دلگیر درین خزانه…
ای غم ز دلم چه شد زمانی بدر آی
ای غم ز دلم چه شد زمانی بدر آی گو از بن هر مویم جانی بدر آی ای نیم نفس که در تنم محبوسی آخر…
ای غم که مسافر جهان پیمایی
ای غم که مسافر جهان پیمایی ای تازه نهال چمن رعنایی گر حال فصیحی از تو پرسند بگوی در صحبت خلق مرد از تنهایی
ای کرده به خونریز اسیران آهنگ
ای کرده به خونریز اسیران آهنگ بر خرمن صلح من مزن آتش جنگ مپسند که از خون شهیدان غمت بر تیغ جفای تو شود گوهر…





