آنم که به هرزه سالها سوخته‌ام

آنم که به هرزه سالها سوخته‌ام تا قاعده سوختن آموخته‌ام با این همه در بزم جگر سوختگان شرمنده‌تر از شمع نیفروخته‌ام

Continue Reading...

آنم که بهار دارد از باغم ننگ

آنم که بهار دارد از باغم ننگ هم بوی گریزد از گل من هم رنگ در بادیه‌ای آمده پایم بر سنگ کآنجا نه شتاب راه…

Continue Reading...

آنم که ز من زبان سخن نپذیرد

آنم که ز من زبان سخن نپذیرد گر روح شوم تمام تن نپذیرد از بس که شدم دست زد رد و قبول آیینه ز ننگ…

Continue Reading...

آنم که لوای ناله افراخته‌ام

آنم که لوای ناله افراخته‌ام بر قلب سپاه خویشتن تاخته‌ام چون طرح قمار عشق انداخته ام نقشی زده هر دو کون درباخته ام

Continue Reading...

آهم چو بر آسمان شبیخون آرد

آهم چو بر آسمان شبیخون آرد بر هر مویم فغان شبیخون آرد هر ناوک ناله‌ای که لب بگشاید بر گردد و بر کمان شبیخون آرد

Continue Reading...

ای از گل اشک گشته مژگان آرای

ای از گل اشک گشته مژگان آرای رو گریه به من گذار و تو خنده سرای ور ذوق تماشای گرستن داری یک شب چو نگه…

Continue Reading...

ای آنکه به هرزه راه شک می‌پویی

ای آنکه به هرزه راه شک می‌پویی با تست کسی که از منش می‌جویی ای بی‌خبر آن راز که با ما داری چون دوری آهسته…

Continue Reading...

ای آنکه دمت راز مسیحا داند

ای آنکه دمت راز مسیحا داند کی رنجه شدن از تو دل ما داند در دیده تو نوری و نرنجد از نور آن دیده که…

Continue Reading...

ای آنکه غمت پردگی محمل ماست

ای آنکه غمت پردگی محمل ماست حسن تو چو گل دمیده ز آب و گل ماست تو خواه به گل نشین و خواهی با خار…

Continue Reading...

ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند

ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند کز سفله طبیعتان کنی دفع گزند ای سفله به ما مضایفه تا کی و چند کز تست چراغ…

Continue Reading...