امروز که باغ و راغ آراسته‌اند

امروز که باغ و راغ آراسته‌اند وز نکهت گل دماغ آراسته‌اند رشک سوسن ز لاله بیشم سوزد کش سر تا پا ز داغ آراسته‌اند

Continue Reading...

امشب چمنت به آب و تابی شده است

امشب چمنت به آب و تابی شده است کز عکس رخت باده گلابی شده است زینگونه که یافت از جمال تو فروغ فرد است که…

Continue Reading...

امشب که چو صبح وصل عشرت لقب است

امشب که چو صبح وصل عشرت لقب است شب نیست که هندوی فرشته‌نسب است از پرتو ماه حسن این کشور نور با آن که سراسر…

Continue Reading...

امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم

امشب که ز باغ حسن صد گل چیدیم یک دم به مراد خود چو گل خندیدیم صد شکر که از پس هزاران شب غم یک…

Continue Reading...

امشب که زمانه شد لبالب ز جمال

امشب که زمانه شد لبالب ز جمال از پرتو حسن شد جهان مالامال در مشرب ارباب هوس گرچه شب است در مذهب عاشقان بود صبح…

Continue Reading...

امشب می درد آسمان بی ‌غش باد

امشب می درد آسمان بی ‌غش باد در خرمن صبح این شب ما آتش باد خورشید اگر ز رشک امشب سوزد نوروز جهان تویی که…

Continue Reading...

امشب که طرب از دل مهجور برفت

امشب که طرب از دل مهجور برفت نومید طبیب از سر رنجور برفت گفتم که تماشای رخ درد کنم ناگه ز چراغ زندگی نور برفت

Continue Reading...

آن دم که شدیم از می هستی سرمست

آن دم که شدیم از می هستی سرمست شد ساغر توفیق لبالب ز شکست اعمال نویس راست در طاعت ماست مزدور فرشته‌ای که در دست…

Continue Reading...

آن روز که چهره عذاب افروزند

آن روز که چهره عذاب افروزند وین مشت خس از تاب قیامت سوزند بر سر گل خورشید به محشر آیم تا دوزخیان گرم‌روی آموزند

Continue Reading...

آن ساقی گلچهره که می می‌پیمود

آن ساقی گلچهره که می می‌پیمود میر مجلس دوش هم آغوشش بود تا صبح پسین عبادتی می‌کردند آن یک به رکوع بود و آن یک…

Continue Reading...