ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست

ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست دیده از خون جگر لبریز و دل ز افغان پرست ره نمی یابد اجل هم بر سر…

Continue Reading...

ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند

ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند با یاد تو دل از همه پرداخته‌ای چند ماییم ز سودای بتان سود ندیده بی‌فایده نقد دل…

Continue Reading...

ما و من برلب مرغان چمن بسیارست

ما و من برلب مرغان چمن بسیارست ما چنینیم که هستیم سخن بسیارست کشته بی‌تیغ شو وبی کفن آ در بر خاک منت تیغ و…

Continue Reading...

متاع اشک گر آتش بود برو بفروش

متاع اشک گر آتش بود برو بفروش وگرنه از مژه بستان برو به جو بفروش چو کاروان هوس دررسد ز راه حرم بگیر ذلت و…

Continue Reading...

مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید

مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید وجود عشرت ما با عدم از یک شکم آید اگر تسبیح سازد زاهد از خاک شهیدانش…

Continue Reading...

مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی

مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی که گذشته باز بر دل پی تازه نگاهی سر آن بهشت گردم که درو ز جوش عصمت جگر…

Continue Reading...

مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد

مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد که مرگم گرد جان بهر مبارک باد می‌گردد به فتراک محبت من همان صید گرفتارم که بسمل…

Continue Reading...

من آن صیدم که صیادم جنونست

من آن صیدم که صیادم جنونست نشاط افزای جانم خاک و خونست برات ما بر آن کشور نوشتند که از آوازه مستی مصونست به بزم…

Continue Reading...

من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش

من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش کی رسد در چمن حسن توام لاف خروش جان گر از بهر نثارت نفرستم چه کنم گل مفلس…

Continue Reading...

می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل

می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل یاس و تمنا در نفس امید و حرمان در بغل ز آن‌سان که طفلان چمن دزدند گل…

Continue Reading...