گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد بگو که تا بتواند خرابتر سازد کرم نگر که فرستد هزار سیل جگر چو دیده یک مژه…
گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را
گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را دگر ز دیده به دل سر دهیم دریا را تو چون به چشم سیه مست بادهپیمایی…
گستاخی نظاره ما جرم جنونست
گستاخی نظاره ما جرم جنونست ورنه دل ازین بیادبی غرقه به خونست چون ابر بر افتاده مگریید درین باغ چون برق مخندید که خنده نه…
گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم اگر بخشد ثوابش را به دوزخ دیده و گوشم همه دردم همه داغم همه آهم افغان محبت کاش…
لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
لب زخم ستمم مژده ماتم دارم گوش داغم خبر مردن مرهم دارم نوبهارا به شمیم گل عیشم مفریب که من این ناله زار از دل…
ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم آرایش بتخانه ما بود شکستیم در ماتم گوش شنوا تار بریدیم صد زمزمه در زیر لب عود شکستیم خاکستر…
ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم
ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم این دو دریای مصیبت را سراب انگاشتیم چون درین ره آب حیوان کار آتش میکند آتشی…
لب زخمیم و افغان را پرستیم
لب زخمیم و افغان را پرستیم دم شمشیر عریان را پرستیم گل از بلبل همین بس دولت ما که دیوار گلستان را پرستیم ز ما…
ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم
ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم همچو طفل غنچه در دامان نشتر زادهایم نام ما مردود عالم روزی ما خون دل…
ما روزی حیات بجز خون نمیدهیم
ما روزی حیات بجز خون نمیدهیم دردسری به صد می گلگون نمیدهیم ما توأمیم با گل رعنا درین چمن کز خون پُریم و رنگ به…





