کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم

کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم ما شعله‌ایم و هم نسب خار و خس نه‌ایم ما زنده‌ایم زنده به سوز درون خویش چون آب…

Continue Reading...

کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم

کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم چشم مفلس را ز فیض رشحه‌ای قارون کنم در دل از جوش ملالم جای داغی هم…

Continue Reading...

کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری

کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری همچو موج هرزه گرد از روی دریا نگذری گر ز گمراهی رهت بر شهر درمان اوفتد تا توانی…

Continue Reading...

کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست

کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست کی غم از بالین ما با چشم گریان برنخاست در زمین سیل‌خیز دیده گریان ما کی نشست اشکی…

Continue Reading...

کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم

کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم عافیت بودش متاع و ما بلا می‌خواستیم اشک ریزان تا در دارالشفا رفتیم دوش نی دوای درد…

Continue Reading...

گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر

گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر گیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر شو محو آفتاب سرا‌پای همچو روز ور طاقت نظاره…

Continue Reading...

گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم

گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم ور خون جگر باده شود جام نگیرم بادم که به گل نیست مرا تاب نشستن در باغ درون…

Continue Reading...

گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز

گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز ورت هوای شکفتن بود ز باغ آموز چو روزگار شود تیره بر تو روشن شو طریق ما ز…

Continue Reading...

گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد

گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد ور گذاری این چنین رشک نقابم می‌کشد شعله‌ام وز تشنگی بی‌تاب ای پیر مغان آتشی داری کرم فرما…

Continue Reading...

گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام

گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام از حریم محمل امید پس افتاده‌ام ناله‌ام از بس گرانبار غمم ماندم به جای ورنه عمری شد که در…

Continue Reading...