عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست
عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست شد عندلیب خاک و چمن از نوا پرست در دل نگنجدم غم هجر و امید وصل…
عشق کرم آموز درآمد ز در ما
عشق کرم آموز درآمد ز در ما صد قافله غم ریخت ز دل بر جگر ما کاهل نظری بین که به صد جذب تجلی هرگز…
عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم چتر شاهی بر سر اورنگ خاکستر زنم لعل شاهنشاهیم بر خاک عجزم افکنید تا دو روزی خنده…
عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد وصل آنجا جان ستاند هجر آنجا جان دهد ما و آسایش معاذالله که صید عشق را…
عمریست تا به درد محبت فسانهایم
عمریست تا به درد محبت فسانهایم چون سایه ز آفتاب طرب بر کرانهایم چون زلف بس که مست پریشانی خودیم در بند یک خرام نسیم…
عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد چون نیابد دل شبیخون بر سر خویش آورد زلفش آیین کرم داند که چون مهمان رسد هر…
عندلیب عشق را جز نالههای زار نیست
عندلیب عشق را جز نالههای زار نیست زین گلستانش نصیبی غیر نوک خار نیست ما تباهی ماندگان موجخیز حیرتیم کشتی ما شوربختان را به ساحل…
غم عشقت به عالم در نگنجد
غم عشقت به عالم در نگنجد بلی این روح در پیکر نگنجد دلم از مهر غم پرگشت چندان که ترسم غم در آن دیگر نگنجد…
فردوس ساز کلبه پردود آتشم
فردوس ساز کلبه پردود آتشم باری اگر زیان خودم سود آتشم سوزم مدام و شعله دودم پدید نیست الماس ریشهای نمکسود آتشم از بس که…
غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد که فکر مرهم بهبود زخم ما دارد چکیده دل دردست آسمان در کین به زخم ما چو رسد…





