شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود نالههای خفته در دل بر لبم بیدار بود لخت لخت دل ز مژگان سوی چشمم بازگشت…
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم صد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویش ز اشک…
شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد هر موی مرا ذوق تماشای دگر داد میخواست حیا بند نهد بر نگهم لیک شوق آمد و…
شب که غمهای ترا پردهنشین میکردم
شب که غمهای ترا پردهنشین میکردم از تبسم لب زخمی شکرین میکردم هجر میسوخت دلم را و من از دیده خویش نظری در خور آن…
شب همه شب با صبوری نالهام در جنگ بود
شب همه شب با صبوری نالهام در جنگ بود هر نگه را دامن لخت دلی در چنگ بود برگ برگ گلشنم در خون حسرت میطپید…
شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما
شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما کدام غم که نزد حلقه بر در دل ما شهید خنجر شوقیم وتا ابد شاید که چشم…
شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت چو چید از جگر لاله داغ بر جان ریخت ز بیمروتی ابر این چمن سوزم که بر…
شه محبتم و ملک غم بلاد منست
شه محبتم و ملک غم بلاد منست عمارت جگر از شعله عدل و داد منست جهان دردم و کنعانیان نیند آگه که نور دیده یعقوب…
صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم وز ناصیه بخت سیاهی ندمیدیم جان نیک فسونیست ولی حیف که هرگز بر سرکشی پر کلاهی ندمیدیم با…
شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند مژه پیش از نگهم سوی تو پرواز کند قیمت حسن ز بس عشق تو افزود کنون داغ…





