خاکستر این سوخته را باز توان سوخت

خاکستر این سوخته را باز توان سوخت صد مرتبه زیباتر از آغاز توان سوخت نامرد حریفی‌ست شکیب ارنه درین بزم از شوق نیازی جگر ناز…

Continue Reading...

خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده

خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده به هر جا می‌رود فرمان تو خط جوازم ده ز شاخ و برگ من پر کن گلستان دو…

Continue Reading...

خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را

خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را که دوزخ جنت است آتش‌پرستان محبت را ز هر کنج دل ما صد مراد مرده برخیزد به محشر…

Continue Reading...

خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد

خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد به هر سو بگذرد ملکی ز حسن جاودان گیرد شکنج دام ز آن‌سان دلفریب صید شد کز…

Continue Reading...

خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد

خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد خروش نوحه در آن بانگ بلبلی باشد چو گل مباش که نی نوشد و نه نوشاند…

Continue Reading...

خنده ساقی دگر در ساغر آتش می‌زند

خنده ساقی دگر در ساغر آتش می‌زند خنده کو زآن لب بود در کوثر آتش می‌زند آنقدر بگداز کز سوز تو یار آگه شود بی‌مروت…

Continue Reading...

خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود

خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود نقش ستم در آینه‌ها خوش‌نشین نبود ایمن به باغ عصمت خود می‌چمید حسن در زیر هر مژه…

Continue Reading...

خون شکایتم ز لب زخم چون چکد

خون شکایتم ز لب زخم چون چکد ز آنجا که تیغ او نرسیدست خون چکد نازم به سعی شوق که بی دست کوهکن از تیشه…

Continue Reading...

در خلوت غم چند گهی خام نشستیم

در خلوت غم چند گهی خام نشستیم در سینه زخم آمده گمنام نشستیم دیدیم که ساقی سر رسوایی ما داشت از شیشه برون آمده در…

Continue Reading...

در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند

در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند از تنگدلی چون مژه بیرون بنشیند بی باد درین دشت غبار ره لیلی برخیزد و در…

Continue Reading...