به صبوری بفریبم دل شیدایی را
به صبوری بفریبم دل شیدایی را در جگر بند کنم ناله صحرایی را دم ز انکار محبت زدم و بد کردم نه که این باد…
بهشت را چه کند با غم آرمیده او
بهشت را چه کند با غم آرمیده او ز دوزخ از چه هراسد فراق دیده او من و سجود بت از داورم مترسانید من آفریده…
بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید
بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید مرا بر هر سر مژگان بهشتی بار بگشاید نسیم آشنا روی بهشتم میفریبد دل مبادا غنچه چشمم…
بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست چون موج غصه بر سر دریای خون نشست میگفت غم چو ناله لب شعله میفشاند کاین نغمه…
بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست
بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست ز آنکه بر دیده تصویر نظر پنهانست در گریبان دری دیده ما روز نخست پنجه غم شده فرموش و…
بی سبب زلفش اضطراب نداشت
بی سبب زلفش اضطراب نداشت تاب بیداد پیچ و تاب نداشت هیچ گه سنبلی چنین شب و روز دامنی پر ز آفتاب نداشت دل به…
بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند پوشد کفن شعله و خاموش نشیند بختم شب تاریست که تا صبح قیامت در ماتم خورشید سیهپوش…
پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
پامال ترکتاز خزان شد بهار ما ای تیره روز ما و سیه روزگار ما از تیرهروزگاری ما ره نمیبرد دست سحر به دامن شبهای تار…
پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی
پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی زلف بر خویش میفشان که پریشان نشوی گر نیابی مزه درد دل افسرده مشو کوش تا شیفته طره…
پریشان نالهام بر گرد هر گلزار میگردم
پریشان نالهام بر گرد هر گلزار میگردم نا از سودای گل در جستجوی خار میگردم درین فصل بهار از غنچه دل خنده میجوشد مگر از…





