بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد

بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد از شعله مو به موی مرا مایه‌دار کرد اقبال دیده‌بین که ز مصر وصال دوست بر هر نگاه حسرت…

Continue Reading...

برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم

برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم جان را برای قطره اشکی فدا کنیم بر مرهم مسیح بخندیم و بگذریم هر درد را به حسرت دردی دوا…

Continue Reading...

بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است

بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است این گوش پرستار نوای لب جام است صید تو به منقار وفا برکند از بال هر پرکه نه…

Continue Reading...

برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را

برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را تا همچو ماه اسیر کند آفتاب را آن چشم مست ساقی آشفتگان بس است در شیشه ریز از…

Continue Reading...

بردیم باز بر سر نظاره دیده را

بردیم باز بر سر نظاره دیده را کردیم رام دیده نگاه رمیده را بردیم نام دلبر و کردیم بی‌قرار این خون آرمیده عمری طپیده را…

Continue Reading...

بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی

بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی افکندیش در آتش سوزان چه داشتی انداختی به جام امیدم می‌ هوس با این خراب ساغر…

Continue Reading...

برقیم ولی رنجه نسازیم گیا را

برقیم ولی رنجه نسازیم گیا را همت بگماریم که سوزیم صبا را شمعیم و تهی‌دستی ما بین که درین بزم سامان فروغی نبود شعله ما…

Continue Reading...

برون شدن ز دلم درد را چه امکانست

برون شدن ز دلم درد را چه امکانست که درد شوخ عنان ناله تنگ میدانست درون کعبه حرم جوی را بیابانهاست که هجر گام نخستین…

Continue Reading...

به بوی درد پریشان زلف یار شدم

به بوی درد پریشان زلف یار شدم نه صید دوست که صید دل فگار شدم روم به کوثر و خمیازه هوس نکشم به کوی باده…

Continue Reading...

به باده صوفی ما صاف از ریا نشود

به باده صوفی ما صاف از ریا نشود که تار سبحه به مضراب خوش نوا نشود به گل نگویم اما شهید نام گلم که از…

Continue Reading...