آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست

آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست خانه‌زاد چمنم لیک به گل کارم نیست جنس دردم که درین رسته به جانم بخرند…

Continue Reading...

آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا

آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا ظلمت ز ننگ بر در نور افکند مرا من خانه‌زاد دیده دردم چو طفل اشک گرداب غم…

Continue Reading...

این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن

این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن تیغ بیکار نشسته‌ست تمنایی کن چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن…

Continue Reading...

باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست

باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست دیده‌ام دریای خون از حسرت دیدار تست کعبه را گراد سر بتخانه آرد در طواف کاروان‌سالار کفر…

Continue Reading...

باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم

باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم طرح آبادی درین دیر خراب افکنده‌ایم زوربازوی طلب بین کاندرین نخجیرگاه بارها خقاش را بر آفتاب افکنده‌ایم جلوه حسرت…

Continue Reading...

باز دل بر در غم طرح محبت انداخت

باز دل بر در غم طرح محبت انداخت بر سر شعله چو خس رخت اقامت انداخت ای سگ دوست به جانت که چو غم جانم…

Continue Reading...

باز دل آوازه زلف پریشانی شنید

باز دل آوازه زلف پریشانی شنید قالب فرسوده غم مژده جانی شنید زورق چشمم به خون غرق‌ست و می‌رقصد ز ذوق باز گویی مژده آشوب…

Continue Reading...

باز عشق آمد که آراید گلستان مرا

باز عشق آمد که آراید گلستان مرا سازد از خون جگر شاداب بستان مرا باز عشق آمد که از فیض نشاط گریه‌ای چون کنار گل…

Continue Reading...

بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم

بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم چو شعله دم به دم از سوز سینه درگیرم به کوی زخم فروشان روم به سنه چاک…

Continue Reading...

باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست

باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست لخت لختش در خروش از شعله هجران کیست جان ما خود بال افشان از پی محمل…

Continue Reading...