گویا بگذشتی ز چمن با رخ گلگون
گویا بگذشتی ز چمن با رخ گلگون کز گونه تو لاله خجل گشت و دگرگون زنجیر بود چاره دیوانه ولیکن ماییم که گشتیم به زنجیر…
لعلت از کوثر به معنی پاک تر
لعلت از کوثر به معنی پاک تر دل ز کوهست فی المثل بی باک تر چشم تو صد دل ربود از یک نظر وین کسی…
لعل لب تو شفاست ما را
لعل لب تو شفاست ما را درد تو همه دواست ما را تا گشت جدا دلم ز تیغت هر لحظه غم جداست ما را دل…
ما را درون پرآتش و غافل نگار از آن
ما را درون پرآتش و غافل نگار از آن لعلش شراب کوثر و ما را خمار از آن گفتم به طول عمر شود کارم از…
ماییم ز عشق مست رفته
ماییم ز عشق مست رفته فارغ ز هر آنچه هست رفته بر درگه شاه ملک خوبی با ذلت و با شکست رفته از جمله علایق…
مده هر دم سر آن زلف را تاب
مده هر دم سر آن زلف را تاب مزن دلهای مردم را به قلاب ز سیل چشم گریانم عجب نیست زنم بر آتش دل دم…
مرا گر در نظر گلزار باشد
مرا گر در نظر گلزار باشد دلم بر روی آن گل زار باشد من و انکار می در موسم گل درین کارم بسی انکار باشد…
مرا خوش است به درد خود و جراحت خویش
مرا خوش است به درد خود و جراحت خویش رو ای طبیب رها کن مرا به لذت خویش چو در زمانه رفیق شفیق ممتنعست کشیم…
مرا دلیست که در وی بجز محبت نیست
مرا دلیست که در وی بجز محبت نیست ز عشق حاصل او غیر درد و محنت نیست مکن ملامتم ای شیخ از طریقه عشق که…
مرا درد تو در جان حزین بس
مرا درد تو در جان حزین بس ز درمانهای دل ما را همین بس به رضوان را بگو جنت ببندد سر کوی توام خلد برین…





