به فکر سر دهانت چو غنچه‌ام دل تنگ

به فکر سر دهانت چو غنچه‌ام دل تنگ گشاد کار بجویم از آن لب گل رنگ ز قیل و قال مدارس چو پرده ای نگشود…

Continue Reading...

بهر خدنگ کز آن یار برگزیده رسد

بهر خدنگ کز آن یار برگزیده رسد چه خرمی که مر آن بر دل رسیده رسد به سمع هر که رسد نکته ای ز حسن…

Continue Reading...

بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم

بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم با تو به درد خوش بردم دل به داغ هم جایی که آفتاب رخت نور گسترد…

Continue Reading...

بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم

بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم بی لبت هم جان شیرین را نمی خواهد تنم تا مگر بر دامنت افتد ز خونم قطره…

Continue Reading...

پر کن بدور لعل نگارم پیاله را

پر کن بدور لعل نگارم پیاله را تا بشکنیم توبه هفتاد ساله را گشتند منفعل گل و سنبل به رنگ و بوی تا برفکند ماه…

Continue Reading...

تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت

تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت آه سوزنده من شعله در افلاک انداخت هر خدنگی که بزد بر دل پر درد مرا…

Continue Reading...

تا خیال قامتت بگذاشت ما را در ضمیر

تا خیال قامتت بگذاشت ما را در ضمیر با علو همت قد تو طوبی در قصیر من نه تنها بسته زنجیر زلفین توام بسته ای…

Continue Reading...

تا دل به قید زلف دل‌آرام بسته‌ایم

تا دل به قید زلف دل‌آرام بسته‌ایم بر دیده خواب و بر جگر آرام بسته‌ایم سودای یار در سر و سر در کمند زلف این…

Continue Reading...

تا دل نظری به حال خود کرد

تا دل نظری به حال خود کرد جز درد و غم نگار خود کرد گر خاک سری فدای تو شد بگذر ز گناهش ار چه…

Continue Reading...

تا مردمک دیده من حسن تو دیده

تا مردمک دیده من حسن تو دیده دیگر رقمی از اثر خواب ندیده با نور رخت مجلس ما ساز منور ای چشم و چراغ من…

Continue Reading...